گلین بانو
  
 
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 23 دی ماه سال 1384
روزانه :

  امروزه به نظر من ساده ترین و سطحی ترین توجیهی که مخالفان حقوق و آزادی زنان می گویند این است که در گذشته که خبری از این حقوق و آزادی نبود آمار طلاق کمتربود و آرامش زندگیها بیشتر !.
اما به قول نازخاتون آیا پایین بودن نرخ طلاق و دم نزدن خانومها دلیل خوبی برای سالم بودن یک زندگی می تونه باشه؟ یا حتی وجود آرامش در زندگی هم می تونه دلیل مناسبی بر سلامت زندگی  باشه ؟؟ و آیا باید زنانی که در دنیای بی هیاهوی غفلت خود اسیرند و اسیر نگه داشته شده اند به حال خودشان رها شوند و سعی در  آگاهی دادن و مطلع کردن آنها نادرست است ؟! و باید به بهانه برهم نزدن آرامش گذاشت این رویه به نسلهای آینده هم منتقل شود ؟ اما این افکار موذیانه در ذهن و افکار مرد ما رخنه کرده .حتی متاسفانه مادر من هم که زنی امروزی  و مستقلی هست ؛‌ همیشه توصیه به سازش میکنه اونهم در شرایطی که زن تمام هویتش رو در یک زندگی از دست داده و جدایی را حادثه ای هولناک می داندو نا خوداگاه در ته افکارش مرد را شرط اصلی زندگی زن می داند
.

************************************************************************ 

این متن قسمتی از بحثی هست که من و محمد رضا داشتیم :

 .... و زنی که وارد یک کورس سکس با فرد دیگری شده باشد چرا همش باید نگران سوء استفاده از خودش باشد؟؟...  چرا مردان این نگرانی را در خود ندارند ...به این سوال بادقت توجه کنید!  چون زنان ما آموخته اند فقط در سکس دهنده باشند و اندام خود را در اختیار دیگری بگذارند در قبال چیزی که ممکن است آن مردان به آنها بدهند از قبیل عشق و حمایت و اعتبار و.... در هر صورت زن در یک معامله ای قرار می گیرد که چیزهای مورد معامله از جنس هم نیستند... اگر زن هم بیاموزد که باید در یک سکس خودش  هم لذت ببرد و در نصف کورس فاعلی فعال باشد  دیگر ممکن نیست بیشتر احساس یک انسان سواستفاده شده را داشته باشد ... 

******************************************************************

یک مدتی هست صدا و سیمای استثناییمون تو تبلیغاتش؛ آگهی مایع ضرفشویی برف رو میکنه  ؛ حتما خیلیهاتون دیدین :که آقای شوهر مثل بازرس ها ظرفهایی که لک چربی دارند رو با نگاه تحقیرانه نگاه می کند و می بوید و با تاسف به زن نگاه می کند و خانم هم مثل کلفتهایی که خطا کردن متاسف هست و نگران ؛ آخه تمام زنانگیش و انسانیتش داره از دست میره که در این هنگام مایع ضرف شویی برف مثل معجزه ای ظهور پیدا می کنه و زن خانه خوشحال از اینکه می تونه کلفت نمونه ای برای آقا شوهر باشه ! ....

متاسفانه اوضاع تبلیغات صدا و سیما خیلی مشکل داره.... و بدتر هم میشه ...

************************************************************

من عاشق زمستونم . به خصوص سرماش و برفش رو! از قصد با لباس کم میرم تو تراس وایمیستم تا سرما رو با تمام وجود حس کنم و بلرزم... به عقیده من ما باید تمام فصلها رو با تمام وجودمون حس کنیم . امروز هم پا شدم از خونه زدم بیرون با تنهاییم. یک کتاب با فلاسک کوچولوم.... رفتم توی پارک نزدیک خونمون هیچکس نبود.. خیلی دلم قنج میزد برای بازی دوران مدرسه ام...رفتم زیر یک درخت و با چند تا تکون به درخت همه برفاشو ریختم رو سرم !.... چون بهم مزه داده بود سراغ ۲ تا درخت دیگه هم رفتم.....  :)) !! ...

**********************************************************
 


 
جمعه 23 دی ماه سال 1384

 یونس عزیز پیشنهاد خوبی دادن : ... به نظر میرسد به دلیل گستردگی بحث نیاز هست آن را به بخشهایی تقسیم کنید تا بخش به بخش بحث و در کل نتیجه ای حاصل گردد پیشنهاد میگردد در تقسیم بندیها موضوعات زیر در نظر گرفته شود:
1- آگاهیهای جنسی در ایران.
2- زن و سرکوب نیاز جنسی.
3- دیدگاه کالایی به زن.
4- ازدواج موقت.
5- آیا رابطه جنسی قبل از ازدواج دائم لازم هست یا نه؟

***************************************************************

اگر سایر دوستان با این پیشنهاد موافقند به همین رویه ادامه بدیم . و در ابتدا از آگاهیهای جنسی در ایران شروع کنیم .


 
دوشنبه 19 دی ماه سال 1384
ادامه بحث آزادی جنسی :
محمد رضا : درود بر ناهید خانم ؛ شما نوشته بودید که گاهی بهتر است در افکارمان شک کنیم. و من پرسیدم ملاک شما برای درست یا غلط بودن فکر چیست و شما مرا به آزمون و خطا حوالت می دهید.
1) اگر قرار بر این باشد چرا باید در افکارم شک کنم. چون اگر با تجربه به غلط بودن افکارم پی ببرم که دیگر نیازی به شک نیست فهمیده ام که اشتباه می کرده ام. اما قبل از آن چرا باید شک کنم. البته اگر وبلاگ مرا خوانده باشید می دانید که من با شک موافقم ولی وقتی شک می کنیم باید ملاک و معیار برای انتخاب صحیح داشته باشم.
2)گاه افکاری هست که آزمونش مساوی است با نابودی آزمون شونده مانند آزمون سم. آیا برخی از تفکرات برای جامعه از سم خطرناکتر نیستند؟
3)اخلاقیات نسبی نیستند که زمانی درست و زمانی غلط باشند.
4) تا شما ملاک و معیاری نداشته باشید اسیر دست افرادی هستید که هر روز با تفکر مسمومی شما را به این سو و آن سو می کشند.
.... در مورد نظر
رها هم کتابی به نام mass media در کتابخانه تربیت مدرس موجود است که نام نویسنده آن را فراموش کرده ام در این کتاب سیر تدریجی ترویج بی بند وباری جنسی از دهه 50 به بعد توسط هالیوود ذکر گردیده است. اگر دسترسی دارید مراجعه بفرمائید.
در ضمن چه تضمینی وجود داشت که اگر آن دختر خانم تن به خواسته ی آن اقا پسر می داد بعدا این ازدواج صورت می گرفت.آیا ازدواج منوط به تست قبلی است؟ آیا زن کالای جنسی است که قبل از خرید باید تست شود.؟
در ضمن به جای فاکت آوردن از فیلم خیالی هالیوود شما را دعوت میکنم که کتاب The longest road نوشته ی خانم Mauyreen Lyttle که داستان واقعی زندگی اوست و به علتی متفاوت با آنچه که در آن فیلم گفته شده یعنی بعلت سو استفاده ی جنسی توسط دوست پسرهایش (البته نه به عنف بلکه با اختیار!!!!) دچار بیماری روانی شده بود را مطالعه بفرمائید.

گلین بانو :آقای محمد رضا : نه! زن کالای جنسی نیست اما حق داره بدون مواخذه و داوری در محدوده آزادی انسانی اش زندگی کند... معیار خوب و بد به نظر من توسط محدوده ای مشخص می شود که در آن آزادی ها و حقوق بشر تعریف می شود. از نظر علم روانشناسی هم یکی از شرایط یک ازدواج موفق داشتن یک سکس خوب و مناسب هست که دو طرف از لحاظ ریتم و سبک جنسی با هم سازگار باشند تا بتوانند هردو کاملا از رابطه شان لذت ببرند و توصیه اکید روانشناسان بدست آوردن این شناخت قبل از ازدواج هست ...آقای محمر رضا تا زمانیکه هم زن و هم مرد بدانند هدفشان از باهم بودن چیست .. و هردو طرف بدون ترس از تابو های اجتماعی نیازهای اصلی خود را اعم از روحی و روانی. جنسی اجتماعی باهم به راحتی در میان بگذارند ... احتمال سو استفاده از بین می رود.

...محمد رضا : در مورد نظر گلین خانم: من صغری و کبرای استدلال شما را نفهمیدم." هردو طرف بدون ترس از تابو های اجتماعی نیازهای اصلی خود را اعم از روحی و روانی. جنسی اجتماعی باهم به راحتی در میان بگذارند ... احتمال سو استفاده از بین می رود."
چرا آنچه که شما گفتید احتمال سو استفاده را از بین می بره؟ چه دلیل عقلی یا تجربی برای این مطلب وجود داره؟
در ضمن آموزش جنسی بعد از ازدواج هم ممکنه. یک مطلب دیگه یک زن یا مرد چند نفر را باید امتحان کنن تا اونی که از لحاظ ریتم و سبک جنسی!!!!! باهاشون سازکار باشه پیداکنن؟

 گلین بانو :محمد رضا درود : وقتی زن ومرد به دلیل فرصتهایی که خانواده و اجتماع در اختیارشون گذاشته به بلوغ عاطفی و شخصیتی رسیده باشند و از نیازهای و ویژگیهای شخصیتی خود با اطلاع باشند و بدانند دنبال چه چیزهایی باید در شریکشان باشند .
و بدلیل امنیت روانی که جامعه و فرهنگ به آنها می دهد بدون ترس از قضاوت شدن و برچسب خوردن بتوانند خود را با تمام خصوصیات و نیازهای خود برای شریکشان تعریف کنند . و پاسخ بگیرند. دیگر برای تصاحب هم به بیراهه و فریب نمی روند .
اموزش جنسی بعد از ازدواج هم فایده های خودش را دارد اما مانند اموزش نگارش هستش که ممکن فردی بعد از آن سبک رومانتیک را برای نوشتن برگزیند و دیگری جنایی . خوب طبیعی هست این دو کمتر بتوانند در براوردن نیازهای جنسی هم موفق باشند...

 محمد رضا : گلین بانوی عزیز شما در مورد اتوپیا صحبت می فرمائید یا در مورد این جهان و این انسانها.
2 نمونه انسان بالغ از نظر روانی و عاطفی به من نشان بدهید. به آمار تجاوز جنسی (البته به عنف ) در کشوری مثل امریکا که آزادی جنسی از هر نوعش وجود دارد اگر مراجعه بفرمائید متوجه می شوید که آزادی جنسی بلوغ عاطفی نمی آورد. بلوغ عاطفی و روانی بستگی به پارامترهای متعددی دارد که یکی از آنها وجود خانواده ی باثبات است که البته آزادی جنسی آن را از بین می برد البته کسی که به آزادی درونی برسد می تواند به رشد و بلوغ عاطفی دست یابد اما متاسفانه آزادی درونی در کسانی که اسیر تمایلات لجام گسیخته هستند بوجود نمی آید.
من به برخی کشورهای خارجی سفر کرده ام آنجا هم آدمها همین مشکلات عاطفی و روانی و تشویشها و اضطرابها و افسردگیهایی را دارند که ما در اینجا داریم. آنها هم مثل ما دچار احساسات غیر اصیل هستند ( احساسات اصیل 4 تاست : غم. شادی . ترس و خشم ) این مطلب را می گذاریم برای بعد.
خواهش میکنم پاسخ مطالب قبلی مرا بدهید همانگونه که من پاسخ می دهم پاسخ دهید نه اینکه مطلب جدیدی باز کنید. بگذاربد فعلا در باره ی همان ریتم و سبک صحبت کنیم. ما به کفش فروشی می رویم و کفشهای متعدد را تست می کنیم تا یکی به پایمان بخورد آیا ازدواج هم همینطور است؟ این ریتم و سبکی که می گوئید بر چند نوع است؟ اگر بعد از ازدواج احساس کردیم کس دیگری وجود دارد که ممکن است ریتم و سبکش به ما بیشتربخورد آیا مجازیم وی را تست کنیم؟
انسان از نظر روحی و روانی در معرض دگرگونی است من جوانتر که بودم از موسیقی پاپ لذت می بردم اکنون این موسیقی چنگی به دلم نمی زند. اگر سلیقه ی من درباره ی سبک و ریتم جنسی عوض شد آیا مجازم دنبال کس دیگری بگردم؟
این سبک و ریتم جنسی چه وزنی در بین سایر پارامترهایی که در ازدواج مهمند دارد؟
اگر مثلا شما یک فرد معتاد دیدید که سبک و ریتمش به شما می خورد حاضرید با وی ازدواج کنید؟

گلین بانو: آقای محمد رضا درود: در همه جای دنیا احساسات غیر اصیل وجود دارند چون همه ما انسانیم و در ماهیت این احساسها باهم تفاوت نداریم بلگه در عوامل و دلیلهای به وجود آورنده متفاوتیم که نکته اصایم در همین جاست... من به هیچوجه اروپا و آمریکا را مدینه فاضله ندانسته ام... در دنیای امروزی هم مهم مسیر حرکت و جهت دهی به افکار هست . بله در اروپا و امریکا خیلی جرمها و جنایتها هست مانند همه جا اما رویکرد مردم و افکار عمومی به آن مانند اینجاست ؟! در اینجا حتی حادثه های طبیعی را مانند سیل و زلزله را به گناه و اشتباهات مردم ربط می دهند چه برسد به برخورد با قربانیان جنسی ! که حتی کار به جایی می رسد که مقامات پیشنهاد به دار اویختن آنها را برای عبرت سایرین می دهند. مشکل در همین نکته است طرز نگاه کردن و برخورد با این قربانیان که ریشه دارد در افکار و شیوه فکری جامعه در مورد زنان .بحث بیشتر در این زمینه را بعدا انجام دهیم بهتر است.

....... حال می پردازیم به قسمت دوم سخنان شما : بله. فرایند انتخاب ماهیتا یکسان است . ما برمیگزینیم چون ناگزیر به زندگی کردن هستیم .ریتم و سبک جنسی ارتباط مستقیمی با خصوصیات روانی افراد دارد و بسیار پیچیده است... این خصوصیات به راحتی در کلام و حرکات ما به خصوص در شرایط از پیش تعیین شده مانند صحبت کردن و کسب تایید از دید سایرین ، قابل شناسایی نیست . اما در طول زندگی وقتی روزمرگی و عادت به افراد چیره می شود و بحرانها و شرایط غیرقابل پیش بینی رخ می دهد. تازه خود را رو می کند و افراد دیگر قادر به کنترل ان تحت همه شرایط نیستند. و به قول معروف خود را نشان می دهد. این دلیل بر این نیست ما بخواهیم به این خصوصیات نمره منفی بدهیم. خیلی از ماها بارها خود دیده و شنیده ایم که می گویند ما فریب خوردیم این همونی نیست که ما قبل از ازدواج شناخته بودیم.
در سکس ما وارد دنیایی واقعی تر می شویم در این دنیا نفس پنهان شده ما دیگر قادر به کنترل زوایای رفتاری خود نیست چون باید تمرکز خودمان روی موضوع مهمتر دیگری بدهیم. بیشتر خصوصیات اخلاقی و رفتاری که در ما ریشه دارد بروز میابد اگر به واقع احترام به حقوق انسانی هم در ما درونی شده باشد در اینجا هم به مجال لذت بردن طرف مقابل می انجامد یا اگر دارای مشکلات روانی هستیم مانند سادیسمهای پنهانی که حتی خودمان بی خبریم در نوع و سبک سکس ما بروز می کند مسئله بسیار گسترده تر از این واژه های ساده است. اما در اینجا نمی خواهیم به این خصویات نمره بدهیم فعلا مسئله برسر هماهنگی و سازگاری داشتن این خصوصیات در بین دو فرد هست.

....... زمانی که در شرایط مناسبتری که گفتم یعنی شناخت دقیق از خود و طرفمان ، ازدواجی صورت بگیرد و هم مرد هم زن با خود واقعی خود وارد زندگی شود پس طبیعتا تغییرات در خواستها و نیازهایشان نه دقیقا مانند هم ، اما هماهنگتر و قابل پیش بینی تر برای طرف مقابل خواهد بود در ضمن عوامل دیگری مانند همدل بودن همفکر بودن و داشتن یکسری از اهداف مشترک به آنها زمینه مناسبتری برای تغییر درست در جهت نزدیکتر شدن به آنچه که طرف دیگری می خواهد می دهد ... حال در شرایطی که این تغییرات در خواستها و نیاز این قدر در جهات مخالف هم باشند که فرد در پی یافتن خوشبختی به افراد دیگری پناه ببرد ، نشانه چه چیزی می تواند باشد ؟... به نظر من احتمال آنکه مشکلی در ابتدای قضییه باشد بیشتر می شود یعنی در شناخت خود و نیازهای خود و شناخت طرف مقابل و پذیرفتن کامل و آگاهانه او . و نداشتن مهارت و آگاهی در زندگی کردن هم تشدید کننده مهم آن آست... حال با این شرایط پیش آمده سه کار می شود کرد اینکه 1- این شرایط پذیرفته شود و بازهم شکل ظاهری خانواده حفظ شود . که طبیعتا خود به وجود آورنده سیکل معیوب در آن خانواده و زندگی فرزندان انها می شود. 2- بوسیله متخصصین این موارد در طرفین ریشه یابی شود و اگر پذیرش و انگیزه آنها برای اصلاح وجود داشت شرایط بهبود یابند و زندگی در شرایط خوب و مورد تاییدی برای هردو طرف ادامه یابد . 3- جدا شوند .
... در هر صورت به نظر من وقتی دو نفر از بیشتر جهات از باهم بودن لذت زیادی ببرند دیگر نیازی به جستجو در این لذت را در جاهای دیگری ندارند .. به نظر من مسئله خیانت و تنوع طلبی جنسی یک نشانه هست نه یک سبک و شیوه. که دلایل زیادی از جمله نپذیرفتن هویت واقعی و انسانی طرف مقابل و نداشتن مهارت در درست زندگی کردن و نشناختن و بیان نکردن مشکلات و نیازهایمان بدلیل ترس از طرد شدن و تحقیر شدن.

**********************************************************

این مطالب قسمتی از ادامه مبحث آزادی جنسی هست که در وبلاگ شه بانو خوبم آمده ؛ البته بحث گسترده تر از این هست . اما با اجازه ناهید جان قسمتی را که خود هم در بحث شرکت کرده ام را اینجا قید کرده ام . توصیه می کنم حتما در بحث ما شرکت کنید حتی اگر نوع دیگری میاندیشید.

 


 
پنجشنبه 15 دی ماه سال 1384

جدیدترین گفتمان در زمینه حقوق بشر
حقوق جنسی
آنا اِلنا آباندو / برگردان: سهیلا وحدتی

منبع: شبکه حقوق بشر زنان *
(Women’s Human Rights net)


در پانزدهمین «کنگره جهانی مطالعات جنسی»، مجمع عمومی «انجمن جهانی مطالعات جنسی» افزودن موادی به «اعلامیه حقوق جنسی» را تصویب کرد، و تصدیق کرد که "... حقوق جنسی sexual rights، حقوق جهانشمول بشری است که براساس آزادی ذاتی، حرمت و برابری همه انسان‌هاست. از آنجاییکه سلامتی یکی از حقوق اساسی بشر است، سلامت جنسی نیز یک حق بنیادین بشر است." این اعلامیه همچنین بیان می‌دارد که به منظور تضمین پیشبرد سلامت رفتار جنسی در انسان‌ها و جوامع، ضروری است که همه جوامع، با همه امکاناتی که در دسترس دارند، آزادی و خودمختاری جنسی را مورد احترام و حمایت قرار داده، و به رسمیت شناخته و ترویج دهند. این شامل حق حرمت جنسی و امنیت بدنی جنسی؛ حقوق برابری جنسی و حریم جنسی؛ حقوق بهروه‌وری از لذت جنسی و ابراز احساسات جنسی؛ حقوق مربوط به رابطه جنسی آزادانه و تصمیم‌گیری‌های آزادانه و مسئولانه درباره باروری؛ حقوق کسب اطلاعات جنسی برپایه تحقیق علمی، آموزش جنسی کامل و مراقبت‌های بهداشتی جنسی می‌باشد. اعلامیه تاکید می‌کند که "سلامت جنسی برآمده از محیطی است که حقوق جنسی را به رسمیت می‌شناسد، مورد احترام قرار می‌دهد و استفاده می‌کند."

 ******************************************************************

به عقیده من یکی از روشهای تاثیرگذار در بیان و تحلیل مسائل و مشکلات زنان بیان تحلیلها و پژوهشهای علمی و جامعه شناختی به زبانی ساده و  به قولی بومی کردن آن هست. متاسفانه خیلی از ما در برخورد با مسائل بدون پرداختن به ماهیت یک بررسی با شنیدن نام فمنیست و یا نویسندگان آن سریعا پیش داوری کرده و حتی به خود مجال تحلیلی بی طرفانه را نمی دهیم.

من شخصا باورها و اعتقاداتم را از تجربیات زندگی و کمک بسیار زیاد مطالعه کتب اندیشمندانی که در این زمینه کارهای ارزنده ای کرده اند کسب کرده ام پس تعجبی ندارد که اگر شباهت زیادی میان افکار من با انها باشد . این موضوع را هم با صراحت بیان می کنم...چون هرچه که اعتقاد دارم و می گویم خود نیز به نوعی ذر زندگی با آن روبه رو شده ام و به آن ایمان دارم و توانایی دفاعاز آن را دارم!

 

 


 
سه شنبه 13 دی ماه سال 1384
جایگاه زن :

بحث ما در وبلاگ شه بانو عزیز عامل نوشتن این مطلب شد.البته دلیل ذکر این کامنتها اصلا اشاره به فرد محمد رضا نیست بلکه منظورم بیان نمونه از دیدگاه جامعه است حالا قسمتی از کامنتها رو در با اجازه ناهید اینجا ذکر می کنم :

محمد رضا :

چقدر ساده اید؟
زن حتی در کشورهای غربی هم وقتی با مردی رابطه ی جنسی آزاد برقرار می کند از طرف مرد تحقیر می شود. می توانید در داستانها و فیلمهای عادی هم اگر زبان بلدید این را متوجه شوید .می خواهید طبیعت انسان را عوض کنید. عوض شدنی نیست

گلین بانو:

 آقای محمد رضا پس اگر با زنشونم سکس داشته باشن دارن تحقیرشون می کنند ؟؟!!! پس اگه این حس رو دارند مطمئن باشند نگاه شریک جنسیشون به ایشون به عنوان یک متجاوز است ...!!!

محمد رضا:

از اظهار لطف خانم گلین بانو هم ممنونم. اگر ایشان کمی دقت می کردند و نوشته ی 2-3 خطی مرا با دقت میخواندند اینطور توهین آمیز صحبت نمی کردند و ناچار هم نبودند که در وبلاگشان هر روز یادداشت کنند نوشته های توهین آمیز از من نیست.
راستی تاکنون چند مورد دیده اید زنی برای همبستری با مردی به وی پول پرداخت کند. البته نمی گویم وجود ندارد ولی استثناست آنهم بسیار نادر. اما تقریبا تمامی مردان اگر دستشان بدهانشان برسد حاضرند برای همخوابی با زنان پول پرداخت کنند ( کاری به شرعی یا غیر شرعی بودن آن ندارم برخی دوست دارند شرعی باشد و برخی غیر شرعی )آیا همین کافی نیست که نشان دهد از دید تمامی جوامع ( درست یا غلط) زن بقول شما مفعول است. زن کالایی دارد که از نظر مردان قیمتی است. خوب اگر کسی مفت آن را در اختیار این و آن قرار داد احمق است و اگر پول خواست روسپی است و در هر دو صورت قابل تحقیر. اما در ازدواج و رابطه ی قانونی است که زن حرمت خود را حفظ می کند چون ازدواج تنها یک پیمان برای رابطه ی جنسی نیست بلکه همراهی در مسیر زندگی است.

البته شما می توانید بگوئید خود را در اختیار هر کسی قرار نمی دهد بلکه با معشوقش رابطه برقرار میکند. شما از کجا می دانید اظهار عشق مرد حقیقی است. اگر مرد دروغ گفته باشد و فقط خواهان رابطه ی جنسی باشد آیا در دل به حماقت آن زن نخواهد خندید. ...

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

در جایی خواندم: ( بین زنانی که خود را از طریق فحشا می فروشند و زنانی که از طریق ازدواج به فروش خود اقدام می کنند؛ تفاوت فقط عبارت است از نرخ ؛ مدت و نوع قرار داد است ) .

برای هر دو دسته زن عمل جنسی عبارتست از خدمت .زن ازدواج کرده این گفته  از طرف یک مرد واحد برای تمام عمر به خدمت گرفته می شود و زن فاحشه چندین مشتری که دستمزدش را نقدا پرداخت می کند ؛ دارد.زن ازدواج کرده در این شرایط ؛ از طرف یک مرد در مقابل تمام مردهای دیگر و براورده کردن نیازهایش مورد حمایت و تامین قرار می گیرد  .

در اینجا باید بگویم ازدواج هیچ تاثیری در شرایط یک زن و برداشتی که از او می شود ندارد. گاهی زنان خود را به عشق می فروشند بدون انکه خود معنای عشق را درک کرده باشند و عاشق باشند ..... گاه به پول و موقعت و جایگاه اجتماعی شوهر می فروشند ؛ برای آنکه زحمت و باری را که خود برای کسب جایگاه باید بکشند را ؛ کم کنند. یا جایگاه خود را تثبیت کنند . .... دلایل بیشمارند و همه ما با آن آشنا هستیم . در نهایت این زنان در زندگی دچار سرخوردگی می شوند . برای این زنان هویت مرد ؛ خود مرد در اولویتهای بعدی قرار میگیرد و دز طول زندگی هم برای تثبیت زندگی خود ناچار به خدمت به مرد می شود . و مرد را به نوعی فریب می دهد.

زن تا وقتی که از درون و از بیرون به باور وجودی خود نرسد و خود را قبل از هر چیز به عنوان یک انسان به همراه نیازها ؛ قوتها و ضعفها و خصو صیات طبیعی ؛ باور نکند . یا با او به عنوان یک انسان برابر در اجتماع برخورد نشود . نه به راستی عاشق می شود و نه می تواند در یک رابطه سالم بدور از انگیزه های حقه آمیز قرار بگیر. چه خود فریب بخورد چه فریب بدهد.

.......

حرف زیاده... بازهم در این مورد می نویسم.

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

و این قسمتی از شعر زیبا یی هست که  از وبلاگ دوست خوبم پرتقال نقل می کنم :

 ......... ما؛همان جمع پراکنده؛همان تنها؛آن تنها هائیم!
اینهمه موج بلا در همه جا می بینیم ؛
((آی آدم ها)) را می شنویم ؛
نیک می دانیم ؛دستی از غیب نخواهد آمد
هیچ یک حتی یک بار نمی گوئیم
با ستمکاری نادانی ؛اینگونه مدارا نکنیم
آستین ها را بالا بزنیم
دست در دست هم از پهنة آفاق برانیمش
مهربانی را؛دانائی را؛ بر بلندای جهان ؛
بنشانیمش ...!
((آی آدم ها...!))موج می آید
...


 
جمعه 9 دی ماه سال 1384
... عشق و زن ....:

از نظر سیمون دوبوار کلمه عشق برای هردو جنس ابدا یک معنا را ندارد . برای زن عشق تمام زندگی به شمار می رود ؛ اما برای مرد تنها یک سرگمی یا قسمتی از زندگیش!  مردان حتی در پرشورترین عشقها هم در نهایت ارزوی تصاحب معشوقه ( زن ) را دارند . اما زن در یک عشق آتشین خود و زندگی خود را همه فدای مرد می کند. و عبارت است ار یک کناره گیری کامل به نفع مردو زندگی او !

اما این قضیه و اختلاف اصلا ربطی به قانون طبیعت ندارد ؛ بلکه اختلاف موقعیت هاست که در برداشت زن ومرد از عشق اثر می گذارد . زن در بیشتر موارد اموخته و عادت کرده که در وجود مرد فرمانروایی ببیند و به او این فرصت داده نشده تا خود را با مرد برابر ببیند . برای این چنین زنی که محدود در اعمال و خواسته هایش هست ؛ تنها راه فرار از زندان محدودیتها ؛ یکی شدن و آمیختن  با یک مرد هست.

در ابتدای عشق زن می کوشد از مرد مورد علاقه اش بیشترین تجلیل و ستایش را به عمل آورد  تا حدی که همه خصوصیات برای او به صورت یک حقیقت در خواهد امدو زن عاشق در برابر معشوق میل به نابود شدن و حل شدن در مرد را دارد .  زن خیلی زود به این نتیجه می رسد که مرد برگزیده او یک موجود زمینی به همراه تمام خوی و خصلتها و مشکلات مربوطه !  به خصوص در مرحله خودمانی نزدیک شدن : اولین بوسه و یا س-ک-س !

در نهایت زن موفق نمی شود هیچیک از مردهایی که می شناسد به خدا و بتی برای خود بدل کند . حال عشق در زندگی او جایی کمتر را می گیرد : و شوهر ؛ فرزندان ؛ خانواده؛ لذتها ؛ رفت وآمدها ؛ مهمانیها ؛ خودنمایی ؛ میل جنسی ؛ کسب و کار و آموزش بسیار با اهمیت ترند . بسیاری از زنان مزه عشق بزرگ و محض را چشیده اند . اما این عشق بزرگ در نهایت با دروغ؛ تحقیر؛ ریشخند ؛ عدم کمال مرد و سرکوب برای آنها بوده . این زنان جانشینان عشق را شناخته و معمولا دیگر به خود عشق نزدیک نخواهند شد ...  

**************************************************************************************

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**


 
چهارشنبه 7 دی ماه سال 1384

امروز در یک خبر سخنرانی عشرت شائق نماینده تبریز در مجلس را خواندم :

.......... : با توجه به اینکه بهترین لذات انسانی در کنار زن هویت می‌یابد و از سویی دیگر برای زنان نیز طی نمودن جاده مستقیم تکامل و رسیدن به کمال بدون وجود مردان میسر نیست، چرا بحث جداسازی زنان را از مردان مطرح می‌کنید ودر حالی که در دین اسلام حتی در آیاتی که برای رشد اسلام مطرح شده نیز بحثی به عنوان جداسازی میان زن و مرد مطرح نشده است

..........شایق در خاتمه در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر جایز بودن یا نبودن حضور خانم‌ها در استادیوم‌های ورزشی اذعان داشت: بستگی دارد، اگر فوتبال بانوان باشد ما هم کف می‌زنیم، ولی اگر در آنجا آقایانی هم باشند که ما را ببینند، عشق کنند و رعشه پیدا کنند، جیغ بزنند و نشئه شوند، به اعتقاد من گناه دارد و نباید شرکت کرد، چرا که منجر به مریض شدن آقایان می‌شود.

برای سلامتی آقایان هم تجویز کردند !!

ایشان گویا با تفکیک جنسیتی هم مشکل دارد اما ظاهرا دلشون ازاین مسئله پر هست که چرا سایر آقایون نماینده ایشون رو در جمع خودشون راه نمی دهند.... !

.........وی در ادامه با اعلام مخالفت نسبت به بحث تفکیک جنسیتی تصریح کرد: چرا در جامعه برای دستیابی به برخی جایگاه‌ها تفکیک جنسیتی ایجاد می‌کنید؟ مگر غیر از این است که مردان برای تکمیل وجود خود و رسیدن به کمال نیازمند به وجود زن در کنار خود می‌باشند؟
............ماینده مجلس در پاسخ به سؤال یکی از حضار که از وی در خصوص اقدامات انجام شده در راستای احقاق حقوق زنان پرسید، اظهار داشت: در مجلس هفتم مردان و قدرتمندان تحمل وجود ما را ندارند و حتی ما را به هیأت رییسه راه نمی‌دهند و همین جا بگویم که متأسفانه خانم‌ها خودشان را باور ندارند، به گونه‌ای که نیمی از جمعیت جامعه را زنان تشکیل می‌دهند، ولی تنها 12 نفر از اعضای مجلس را خانم‌ها تشکیل می‌دهند
.

البته این نکته هم فراموش نشود که سخنرانی ایشان در یک دانشگاه بین المللی بوده !

****************************************************************************************

یک خانم ؟؟ شاید هم آقا ؟؟‌ ؛ اینجا که حساب کتاب نداره ! میره از طرف من برای سایرین کامنت میذاره...!اینجا یک بار دیگر برای همه دوستان خوبم تکرار می کنم :( در ضمن ایشون از سطح هوشی و اجتماعی پایینی هم برخوردارند ) :

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 116944


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سلام. گلین بانو یک دختر ایرانی مثل همه  زنها و دخترهای دیگر . با تمام دغدغه ها . نیازها و افکارش.....

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**

negar_l2005@yahoo.com
شناسنامه کامل من...