گلین بانو
  
 
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 29 بهمن ماه سال 1384
سپندارمذگان مبارک

روز سپندار مذگان ؛ روز عشق و زمین و زن به تمام عاشقان مبارک باد

والنتاین یا سپندار مذگان !!

***************************************************

نویسنده ی جوانی به نام «الهام افروتن» به دلیل انتشار یک مقاله ی طنز سیاسی، در معرض شکنجه و در خطر مرگ قرار گرفته است.... برای حمایت از او اینجا را امضا کنید.

...


 
جمعه 28 بهمن ماه سال 1384
خشونت علیه زنان ؛ موضوعی که هیچگاه تکراری نمیشود :

خشونت علیه زنان موضوع بسیار گسترده ای هست . تعریفی که خود ما هریک از خشونت در ذهنمان داریم چیست ؟ به عقیده من چگونگی این تعریف شخصی ؛ در طرز و میزان حساسیت در مقابله با آن تعیین کننده هست . چون ممکن است ما را محدود به شرایط خاصی کند و از خیلی از موارد آسیب زای دیگر  غافل کند!

    بر اساس ماده یک اعلامیه منع خشونت غلیه زنان : این نوع خشونت عبارتست از هرگونه عمل خوشونت امیز بر اساس جنسیت که به آسیب یا آزار جسمی ؛ جنسی و یا روانی زنان می انجامدیا احتمال آن وجود داشته باشد؛ از جمله تهدید ؛ اجباریا محدود کردن مستبدانه زنان از آزادی در انظار عموم یا در محفل خصوصی.

 خشونت در بلند مدت اعتماد به نفس و خود پنداره زن را نابود می کند . و زن را تبدیل به موجودی غیر فعال می کند که حتی قادر نیست کارهای روزمره خود را انجام دهد . خانم دکتر نهاله مشتاق در مورد عواقب روانی خشونت می گوید : ((اولین تاثیر خشونت با زنان از بین رفتن اعتماد به نفس و هر نوع احساس توانمندی در زن هست .  یکی از عللی که توان مبارزه با موقعیت خشونت آمیز را از زنان می گیرد همین است که خشونت ، بخصوص زمانی که تکرار شونده باشد، اثر تخریبی بسیاری بر عزت نفس زن می گذارد و توان هرنوع اقدام را از او می گیرد ... ))

زمانی که زنی در معرض خشونت قرار می گیرد علاوه بر اینکه قربانی یک خشونت مردانه شده ، در سراسر زندگی اش نیز این خشونت سایه می افکند .  و متاسفانه شرایط فرهنگی جامعه ما اینگونه به زن القا می کند که مقصر خود او بوده . لباس محرکی برتن داشته ، رفتاری تحریک آمیز داشته ،  نافرمانی کرده ، یا پرخاشگری داشته و یا از قالب کلیشه ای زنانه اش تجاوز کرده : به وظایف زناشویی خود در قبال همسرش عمل نکرده و هزاران بهانه دیگر که سعی در بی گناه جلوه دادن مرد دارد و نهایت به این می رسند که مردان به علت غریزه مردانه خشونت طلب خود و شهوت بسیار نمی توانند خود راکنترل کنند و این زنان هستن که باید رفتار خود را متناسب با ذات مردانه تغییر ندهند!!! ...

 از طرفی وقتی کار به مجامع قانونی کشیده می شود حتی در مواردی که جرم مرد آشکار است زن گناهکاری به  ذاته فرض میشود . و می توان با ذکر دلایلی چون عصبانی کردن و یا تحریک مرد به راحتی و بدون حتی اثبات آن دید قضاوت را نسبت به جرم عوض کرد  .

   جامعه ما خشونت به زنان را به عنوان بدیهی ترین خصلت خود پذیرفته... و این باعث شده که انسانی ترین خواستهای زن در نبود امنیت تحت الشاع قرار گیرد... خشونت به طنابهایی برای کنترل زن در جهت منافع مردانه تبدیل شده... زنی را تجسم کنید که در ساعت دیر وقت شب بخواهد به هر دلیلی از منزل خارج شود ، چهار گزینه انتخابی دارد : یا باید در سایه حمایتی مردانه خارج شود 2- یا باید خواست خود را فراموش کند 4- اگر خارج می شود باید بپذیرد هرگونه خشونتی که به واسطه جنسیتش او را تهدید می کند ، خواسته خود او بوده و حقش هست( این عقیده جامعه  اش هم هست ) وشرایط خشونت بار و عدم امنیتی که به واسطه جنسیتش او را هم در محیط خانواده و هم در محیط بیرون تهدید می کند، وادار به کنترلش می کند!

   یا زنی در محیط خانه اش ، که باید امنترین مکان دنیا برایش باشد ، نتواند آزادی شخصی خود را در امنیت داشته باشد و مدام در این فکرباشد اگر این حرف رابزند و یا آنکار انجام دهد چه پیامدی از قبیل تحقیر کلامی ، کتک ، در مذیقه مالی ماندن و بسیار احتمالات سوء دیگربرایش دارد. او را بوسیله خشونت همیشه در مسیر خواست مردانه ای کنترل می کنند ! در نتیجه خواست خود ، حرف خود و در نهایت خودش را  به فراموشی می سپارد و تبدیل به موجود یا شی می شود که صرفا برای خدمت و استثمار به کار می آید. خلاقیتش ، احساسش ، علائقش ، هویتش و همه ویژگیهای انسانی اش ( بد و خوب) از او گرفته می شود . از چنین موجودی دیگر نباید انتظار رفتاری واقعی، علاقه ای واقعی ، تنفرو انزجاری واقعی و در نهایت یک زندگی واقعی داشت . حتی درست و نادرست به مرور زمان معنایش در ذهن زن خشونت دیده از دست می دهند و زمینه را برای جرم در او مساعد می کند ... هیجانهایش کشته می شوند و او به یک بی تفاوتی مخرب نسبت به زندگیش و افسردگی می رسد ...

**********************************************************

در ضمن موضوع بحث یادداشت قبلی هم چنان ادامه داره و در قسمت نظرخواهی دنبال می شود .

 

**مدافعان حقوق آسیب‌دیدگان کجاهستند؟
با تخلیه مرکز بازپروری زنان آسیب‌دیده اجتماعی ازسوی بنیاد مستضعفان
دختران آسیب‌دیده مرکز«امیدوار» آواره شدند

۰۰۰۰ مرکز بازپروری دختران و زنان آسیب‌دیده اجتماعی «امیدوار» روز گذشته توسط مأموران اجرای احکام دادگاه انقلاب و بنیاد مستضعفان برخلاف دستور معاون اول رییس‌جمهوری مبنی بر توقف حکم و حل توافقی مالکیت این مرکز و به ادعای مسؤولان سازمان بهزیستی پس از برخورد نامناسب با مددجویان، تخلیه شد و....


 
دوشنبه 24 بهمن ماه سال 1384

(( یونس عزیز )) برای کسانی که خواستار ماخذ ترجمه ایه مربوطه بودند توضیح زیر را دادند: برای آندسته از عزیزان که علاقه مند هستند ترجمه آیه نسا ۳۴ را آنچنان که آمده است بخوانند میتوانند به :

قرآن کریم
ناشر:انتشارات گلی
خطاط: مرحوم استاد احمد نیریزی
ترجمه:مرحوم استاد الهی قمشه ای
تذهیب:استاد محمد طریقتی
قطع:وزیری
لیتوگرافی:اورژینال گرافیک
ناظر چاپ: علی جوادی نژاد
نوبت چاپ:هشتم
تاریخ چاپ: ۱۳۷۸
تیراژ: ده هزار جلد
چاپخانه :فرهنگ
صحافی :علی
تهران-بازار کوچه مسجد جامع تلفن:۵۶۳۰۲۴۰-۵۶۰۳۱۵۸
شابک ۹-۱۵-۶۱۵۱-۹۶۴
ISBN 964-6151-15-9

صفحه ۹۵ مراجعه فرمایند.


همچنین :

http://www.aviny.com/Quran/Farsi/chapters/QP004.aspx
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند. و زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید! و (اگر هیچ راهى جز شدت عمل، براى وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدى بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.) (34)


http://www.efarsi.org/quran/sura4.htm
۳۴ _ مردان مسئول زنان ساخته شده اند و خدا به آنان خصوصیاتى خاص عطا کرده و آنها را نان آور قرار داده است. زنان پرهیزگار با خوشرویى این نظم را مى پذیرند، زیرا این فرمان خداست و در غیاب شوهرانشان آبرو و حیثیت آنها را حفظ مى کنند. اگر به تجربه پى بردید که زنان سرکشى مى کنند، اول با آنها صحبت کنید، سپس (مى توانید انگیزه هاى منفى به کار برید مانند) از آنها در بستر دورى کنید، بعد مى توانید ( بعنوان آخرین چاره) آنها را بزنید. اگر از شما اطاعت کنند، شما اجازه ندارید علیه آنها ستم کنید. خدا ست تعالى، بلند مرتبه.


http://www.quran-farsi.net/HTMLQuranTrans/004H/p084n.mht
بخاطر اینکه بعضی را بر بعضی برتری داده‌ایم و بخاطر خرجی که میکنند، مردان از زنان مراقبت میکنند.  *

بنابراین زنان صالح فرمانبردار، در غیاب شوهرانشان حافظ آنچه خدا برای آنان حفظ کرده هستند.

زنانی را که از نشوز آنها میترسید، **  اول آنها را نصیحت کنید.

(اگر فایده‌ای نداشت در مرحله دوم برای مدتی) در رختخواب از آنها کناره ‌جویی کنید.

(در مرحله سوم چنانچه از هیچ راه دیگری نتوانید آنها را از کاری که میکنند باز دارید) آنها را بزنید. ***

اگر از شما اطاعت کردند، دنبال راهی بر علیه آنها نگردید. چون خدا، بلند مرتبه و بزرگ است.      (34)

***************************************************

 ۰۰۰و همینطور پرسش ناهید خوبم :

درود بر همه..
من ادعای دانستن عربی را ندارم.. علاقه ای هم به یادگیری این زبان ندارم..
اما فقط یک سوال؟
آیا فعل (ضرب) معنی جز (زد ) دارد؟
شما که ادعا می کنید منظور دیگری در این آیه و این فعل نهفته است .. من نمی دانم که آیا خدا نمی توانست این همه فعلهای دیگر را قرار دهد؟ که اینطور شک برانگیز نباشد؟؟؟؟

***************************************************

.... و اما نظرکیانوش عزیزم :
اما تـرجمه آیه ۳۴ از سوره نساء
مـردان بایـد بر زنان مسلط باشـند چـرا که خداوند بعـضی از انسانها را بر بـعضی دیگر برتـری بخشیده اسـت، و نیز از آن روی که مـردان از اموال خویش خـرج میـکنند؛ زنانی شایسـته آنانند که مـطیع و به حفظ الهی در نهان خویشتندار هستند؛ و زنانی که از نافرمانی شان بیم دارید باید نـصیحتشان کنید و در خوابگاهها از آنان دوری کنید و آنان را بزنید؛ آنگاه اگـر از شـما اطاعـت کردنـد، دیگـر به زیان آنها بهانه جویی نکنید؛ خداوند بلند مرتبه بزرگوار است.
تمامی اضافات داخل پرانتزها که اینجا نوشته نشده است از خود مترجم بوده و به سلیقه شخصیِ بندگان وقیحی که دست در کلام خدایشان برده اند و حیا هـم نمی کنند!!
جالب اینجاست که اَضرَبو به همان معنی است که ناهید عزیز نوشته نه چیز دیگر امـا مترجم تو همین جمله " و اَضرَبو هـُنَّ" که ترچمه اش "و آنان را بزنید" اســت (یعنی فقط ۴ کلمه) ده کلـمه از خـودش بـصورت تـوضیح اضافه کرده !!!! بـعد مسلمانها ادعا میکنند که طی بیش از ۱۴ قرن این کتاب تــحریف نــشده !!
قرآن منبع من چاپ سوم از ترجمه بهاء الدین خرمشاهی سال ۱۳۷۸ در تهران اسـت
۴۳خ/۶۶/۵۹

 


 
جمعه 21 بهمن ماه سال 1384


 
پنجشنبه 20 بهمن ماه سال 1384
زن و اجتماع

 

شاید موضوع این یادداشت برای خیلیها تکراری شده باشه‌؛ اما به نظر من درست نیست موضوعی را به دلیل تکراری شدن رها کرد .
..... خیلی از افراد جامعه ما به شدت با آزادی جنسی درباره زنان مخالفند . و آن را گناهی می دانند که جزایش مرگ هست وجالب اینست که این دسته حتی قادر به آوردن یک دلیل منطقی برای افکار خود نیستند و در نهایت متوسل به توجیهات نامربوطی همچون ناموس و غیرت و آبرو می شوند نمونه اش هم همین  قتلهای ناموسی و خانوادگی هستند ... و یا شاید در حالتی دیگر زن یا دختر را به خاطر داشتن تجربه جنسی تحت فشار و خشونت بسیار زیاد و مخربی قرار دهند که نتیجه اش جز تخریب هویت و اعتماد به نفس زن نیست و حتی باعث میشود که به راحتی زن را به طرف جرم سوق می دهد ! طرد شدن و محروم کردن زن از طبیعی ترین حقوق انسانی اش هم از دیگر واکنشهای جامعه ما به این مقوله هست.

اما در مورد مردان واکنشها روال کاملا متفاوتی دارند. اگر این عمل برایشان امتیاز  اجتماعی همراه نداشته باشد در نهایت بدترین برخورد با آنها شماتت و نصیحت است.که در آن عمل مرد نکوهش می شود نه خود او . 

و تنها دلیل برای توجیه این اختلاف در طرز برخورد؛ اگر بشود نامش را دلیل گذاشت ؛ این است که آنها مرد هستن و زنان زنند!! و فورا هزاران ارزش بی محتوای زر-ورقی به زنان می چسبانند : زن چون وجودش مانند گل هست که اگر خود را در اختیار مردی بگذارد پژمرده می شود و مانند آن ! زن را به همه چیز تشبیه می کنند غیر از انسان ؛ غیر از خودش ! به عقیده من تنها میشه یک توجیه برای این دیدگاه آورد و ان اینست که به زن همواره عملابه عنوان یک شی نگاهو برخورد شده . با تمام محدودیتها و امتیازات و ویژگیهایی که شی می تواند داشته باشد و اگر آن ویژگیها را نداشته باشد شایسته هر برخوردی هست از جمله مطرود شدن : برای او و نیازهایش و خصوصیاتش همیشه سقفی و محدودیتی بوده . او زمانی قابل پذیرش و حمایت اجتماع بود که به این خصوصیات تن در می داد . مانند یک تلویزیون: آکبند باشد ؛حتما دارای صدا و تصویری خوب باشد و ... ! اگر غیر از این باشد دیگر به عنوان تلویزیون قابل پذیرش از طرف ما نمی باشد. زن هم به همین صورت اگر بخواهد تعریف خودش را از زندگی داشته باشد؛نه تنها حمایت جامعه و اطرافیانش را از دست می دهد چه بسا توسط انان به نابودی می رسد .برای زن هم مانند یک شی قابل پذیرش نیست که بدون صاحب باشد و چنین زنی در بهترین شرایط همواره در مسیر اتهامات و فشار های شدید روانی می باشد .

امروزه در جامعه ما این عقیده هست که توجه به ویژگی های جنسیتی در زنان و برجسته کردن آن بوسیله آرایشهای افراطی و لباس هست که زنان را تبدیل به کالا می کند ! اما قضییه کاملا برعکس هست : به نظر من زمانی که زن در طی مراحل جامعه پذیریش همواره اینگونه با او برخورد شده که یک کالاست و خودش مسئول سرنوشتش نیست ؛ که صاحب دارد ؛ که بزرگترین و مهمترین اتفاق زندگیت تنها به ازدواج ختم می شود ؛ که زن خوب باید سازشکار و خود فراموش کرده باشد. زنی بیشتر مورد تاییداست و بیشتر موفق که زیباتر و به روز تر باشد.  .... همه اینها زن را تبدیل به کالایی کرده که تمام توجه و انرژی و اهدفش را در گرفتن امتیازی بالاتر و استاندارد خواسته شده ازش محدود می کند.

پس به عقیده من هرچه برخورد  و طرز تفکر جامعه نسبت به زن انسانی تر باشد و به او فرصتها و  جایگاهی برابر با مرد داده شود و به همان نسبت هم از او انتظار و مسئولیت بیشتری برود ؛و به این باور برسد که یک انسان است و از حقوق و حمایتهای یک انسان برخوردار هست و مسئول آینده و زندگیش تنها خودش هست؛ دیگر شأن ؛ تواناییها ؛ خواسته ها ؛ اهداف و انتظاراتش را در حد یک شی محدود نمی کند و از اینکه خودش باشد با تمام نیازهایش و خصوصیات منفی و مثبتش نمی هراسد و امنیت دارد و برای فرار از قضاوتهای سطحی جامعه به هر قیمتی همرنگ جمعیت نمی شود و در یک کلام هویتی مستقل دارد......

* آزادی جنسی از دیدگاه من آزادی داشتن رابطه جنسی در صورت تمایل درصورت نداشتن تعهد به فردی مشخص هست .

*********************************************

ارک علیشاه را تخریب نکنید : ارک علیشاه جزئی از تاریخ آذربایجان و ایران عزیزمان است ...

*****************************************************

این مطلب هم یونس عزیز اضافه کردن :

...آزادی برخی-گروهها یا طبقات-که قدرت معینی را در دست دارند، مجازشان داشته که از آزادی دیگران بکاهند یا منحرفش سازند،آنان را به وظایف معینی مشروط کنند که سرانجام آن را همچون شرط ضروری زندگی خود پذیرفته اند.

....اخلاقیات تحمیل شده بر زن مانند استثمار اقتصادی یا تبعیض نژادی منشا بیعدالتیهای فراوان و موذیانه است که فرهنگ آن را مشروع ساخته و قوی علیه ضعیف مرتکب آن شده است. رفتاری که هایک در پایان عمرش استدلال کرد که پاشنه آشیل دمکراسی است: قدرت اکثریت که برای اقلیت زیانبار است. اما در این مورد از آنجا که ریشه بیماری در تار و پود خود فرهنگ نهفته است و قسمتی از سرشت آن پیکر عقاید، کردار، رفتار، طرحهای اخلاقی، اسطوره ها ورمزهایی است که رفتار ما را تعیین می کنند ، درمان واقعی مسئله فقط از راه تغییرات عمیق فرهنگی میسر خواهد بود.
تا اصلاح ریشه داری در طرزی که جنسیت را درک می کنیم به عمل نیاید و تفاهم دو جنس در دنیایی که زندگی می کنیم ایجاد نشود، پیشداوری ادامه خواهد یافت و صدمه خواهد زد.
وقتی رفتار جنسی نبایستی توسط فرد نجات داده شود، ولی بر خدا و یا جامعه است که آنرا توجیه کند، روابط دو یار جز رابطه ای حیوانی نخواهد بود.
زنانگی حاصل طبیعت نیست، بلکه نتیجه فرهنگ است، تعلیم و تربیت او،بازی های او، بزک او، خطوط ممنوعه او،باکره بودن او... همه او را نامزد تحمل و غایتی اجباری کرده اند؛ خوش جلوه کردن بر مرد.
مشاهده می شود که برای شوهر نه موضوع محبوب بودن، بلکه موضوع مورد خیانت قرار نگرفتن مطرح است؛ او بدون درنگ یک رژیم ضعف آور بر زن تحمیل می کند، هرگونه فرهنگ را از او مضایقه می کند، فقط در جهت شرافت خود ، او را خنگ و خرف می گرداند.آیا باز هم موضوع عشق در میان است؟
زن ها ابدا خطا نمی کنند که قواعدی را که در جهان راه یافته مورد انکار قرار می دهند به همان نسبت که مردان این قواعد را بی دخالت زنان ایجاد کرده اند. زهد وعفاف به آنها می دهیم... ما زنان را سالم و قوی، در وضع خوب، خوب تغذیه شده و پاکدامن می خواهیم یعنی در آن واحد گرم و سرد؛ زیرا ازدواجی که ما می گوییم وظیفه دارد مانع از آتش گرفتن آن ها شود.
به وسیله ازدواج گوئی که بر اثر بلای ناگهانی دهشتناکی، به درون واقعیت و معرفت پرتاب شدن، غافلگیر کردن عشق و شرم متناقض،اجبار به احساس شیفتگی، فداکاری،وظیفه، ترحم و هراس در یک شیء به سبب مجاورت غیر منتظره خدا و جانور...در این امر آدمی چنان آشفتگی روحی آفریده که جست و جوی همانند آن کاری بیهوده است.
در واقع افراد نیستند که مسئول ناکامی و شکست ازدواج می شوند، بلکه خود نهاد ازدواج- به صورت رایج امروزی- که در اصل فاسد است.اعلام آنکه مرد و زنی که حتی خودشان یکدیگر را انتخاب نکرده اند بایستی به انحاء مختلف در تمام دوران زندگی یکدیگر را کفایت کنند، غرابتی است که لزوما ریاکاری، دروغ، مخاصمت و بدبختی به بار می آورد.
رابطه انسانی تا وقتی که بدون دخالت تفکر تحمل گرددارزشی ندارد؛ در روابط زناشویی نمی توان این را مورد تحسین قرار داد که این روابط به طور مستقیم و بدون تفکر صورت بگیرد و دو طرف آزادی خود را در آن نابود گردانند. این آمیخته پیچیده ی دلبستگی، عناد، کینه، رضایت، دستور، تنبلی، حیله گری، وتجاوز... که عشق زناشویی نامیده می شود نمی تواند مورد احترام قرار گیرد. عشق و دوستی باید آزاد باشد. آزادی به معنای هوسبازی نیست:احساس الزامی است که از لحظه فراتر می رود، اما فقط به فرد مربوط می شود که با اراده ی کلی و رفتارهای فردی خود به نحوی مواجه شود که تصمیم خود را حفظ کند یا به عکس ار آن بازگردد؛ احساس هنگامی آزاد است که به هیچ امر و نهی خارجی وابسته نباشد، هنگامی که در صداقتی بدون ترس تجربه گردیده باشد.
طوق لعنتی نیز وجود دارد که زوج ها بسیار به ندرت از آن می گریزند، آن هم ملال است. این که شوهر موفق شود از زن بازتابی از خود بسازد یا این که هر کدام در دنیای خود سنگر بگیرند ، پس از چند ماه یا چند سال دیگر چیزی ندارند که با هم در میان بگذارند. زوج عبارت از اجتماعی است که اعضایش خود مختاری خویش را از دست داده اند بی آنکه خود را از تنهایی شان برهانند؛ از این رو است که در سطح اروتیک آن ها نمی توانند چیزی به یکدیگر بدهند. و می بینیم که در این دوران تجاوز به عنف بیشتری صورت میگیرد تا در خارج از ازدواج.
این که قوانینی «اطاعت» را از تکالیف زن حذف کند در مو قعیت زن تغییری پدید نمی آورد،زیرا این موقعیت بر اراده شوهران نیست بلکه بر همان ساخت جامعه زناشویی قرار گرفته است.
در آخر باید بگویم که: جنگ علیه گرایش به سکس تحریف و مسخره شده یا سبب بیعدالتی هایی شده که معادل آنهایی است که می خواهد ممنوع سازد.

بی هیچ اعتنایی
تاسفی
شرمی
گرد زن کشیده اند دیوار هایی
همه ستبر و بلند
این سرنوشت بدفرجام
روحش را آشفته می سازد
آن دم که برپا کردند دیوارها
چه شد که نفهمید!
اما هرگز صدایی نشنید
صدایی از سازندگان
هیچ صدایی
اندک اندک
بریدند او را از جهان پیرامون

این نوشته آقای ابراهیم غلامی رنانی را میتوانید در آدرس زیر مشاهده کنید.
http://jahanedegar.blogspot.com/2005/12/blog-post_28.html

 


 
جمعه 14 بهمن ماه سال 1384
به دنبال معجزه ایم... ولی :

این روزها و حال هوایش به خصوص اگر ایران باشی برای خیلی ها تداعی کننده خاطرات تلخ و شیرین زیادی و حتی مشترکی می تونه باشه.... خاطراتی از هراس و اشوب ؛ از امیدواری و نا امیدی ؛ از انتظار .انتظار برای عزیزانی که هیچگاه بر نگشتند  ... خیلی از ما اون دوران نبودیم اما مادران و پدران ما و کسانی که بودند به خوبی اون التهابها رو به خاطر دارن .همه سرمست بودند از ارزوی تحولی بزرگ که به معجزه باید می رسید .... اما دریغ و افسوس که سرابی بیش نبود ... و انتظار معجزه خارج از خودمان دروغی بیش نبود ..دست نشانده ای رفت و دست نشانده دیگری آمد. دیکتاتوری رفت و دیکتاتور دیگری آمد ... لباسها عوض شدند . کلامها عوض شدند .... اما ماهیت زور همچنان زنده ماند . آنهایی که بیشتر می دانستند زیر بار دانستنشان مانند نهالی شکستند .. و خاطره ای شدند..

اما ذهن و  اندیشه مان عوض نشده بود ؛ انتظارمان از خودمون و زندگیمون همچنان حقیر و پست مانده بود ؛نگاهمون عوض نشده بود.کاری برای خودمون و دیگری نکرده بودیم! فقط دکوراسیونمون رو عوض کردیم و فروتر رفتیم...و فرتر رفتیم....

....هر انقلابی یکسری از نطفه های رژیم قبلی در خود نگه می دارد و کمک اونا دوباره دیکتاتوری را می اندازه ... از هر انقلابی یک دیکتاتور نو به دنیا میاد...*

* : از کتاب یک مرد

****************************************************

ناهید خوبم نکته ای رو در مورد موضوع خشونت مردان اضافه کرده :

.... یک علت دیگر هم بر این موضوع می بینم .. گرایشات مذهبی غلط.. اینکه مردها طوری مطرح شده اند که خود را در موضع قدرت حظ کنند و حتی دین هم به آنها این اجازه را میدهد.. آنجا که می گوید اگر زنها سرپیچی کردند میتوانید آنها را بزنید...
النسا" آیه 38
الرجال قوامون علی النسا ..... واللاتی تخافون ..... واضربوهن ......
مردان فرمانروایان زنان هستند و اگر نافرمانی آردند پس بزنیدشان !

... وگفته یونس عزیز :
درود بر دوستان گرامی.آنچه که من از نوشته یکی از دوستان عزیزمان متوجه شدم در ارتباط با آیه 34 سوره نسا این است که مردان بواسته نیرو و توان بیشترشان این مسئولیت بر عهدشان است که از زنانشان پاسداری (نگهبانی) کنند.
البته در ادامه آیه دادن نفقه هم به عهده شوهران است. و از آنجایی که معمولا (هر) وظیفه ای،حقی ایجاد میکند.زنان در غیبت شوهرانشان باید حافظ حقوق شوهران باشند،حقوق شوهران بر زنان را هم که خداوند مشخص فرموده.
و ادامه آیه به این مسئله میپردازد،با اینکه شوهر حق نگهبانی(پاسداری) و نفقه را در ارتباط با زن ادا کردند ولی زن،حقوقی را که خداوند برای مرد در نظر گرفته که از جمله همان اطاعت زن از مرد در مسائل خانوادگی است(عملا ریاست خانواده با مرد است) رعایت نکرد.اگر زنی ناشزه شود یعنی از فرمان شوهر سر پیچی کند ابتدا باید موعظه شود اگر مطیع نشد مرد برای تنبیه از همخوابگی با وی دوری میکند و اگر نشد مرد زن را به زدن تنبیه میکند.
البته امید است که در این مرحله زن مطیع گردد.
زن ناشزه:در صورتى که بدون اذن شوهر از خانه خارج شود یا خود را براى لذتهاى جنسى در مواقعى که شوهر مى خواهد، بدون عذر شرعى مثل ایام عادت در اختیار او قرار ندهد، و از موجبات نفرت مرد پرهیز نکند..................

از آنجایی که ابزارهای قدرت در طول تاریخ بیشتر در اختیار مردان بوده و اگر هم زنی اعمال قدرت داشته به واسطه مردی بوده است.سلطه جویی و تمامیت خواهی صاحب قدرت،در ناآگاهی،عقب ماندگی و جهل دیگران است در درازای تاریخ سعی گردید زنان در غفلت و ناآگاهی بسر برند تا مردان بتوانند بهتر زنان را تحت کنترل داشته باشند و از طرفی زنان متوجه نباشد که منافعشان در چیست.
تحت سلطه قرار دادن دیگران نیاز به ابزار دارد.قانونی که شما در جهت تامین منافعتان وضع میکنید یکی از بهترین ابزارهاست.قانون مدنی ایران شماره ی 1105 ،در رابطه ی زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.روی کلمه خصیصه دقیق شوید اگر میگفت حق شاید میشد بحث کرد و به نتیجه رسید ولی وقتی میگوید خصیصه دیگر جای بحث باقی نمیگذارد.مثلا شور بودن خصیصه نمک خوراکی است و جای بحثی ندارد.وقتی ریاست خانواده با مرد است تمکین و اطاعت از او چیزی غیر عادی به نظر می آید؟

******************************************************

به منظور حمایت از سندیکای اتوبوسرانی :

جمعه چهاردهم بهمن 1384

امروز فقط سندیکا

هزاران نفر از کارگران شرکت واحد تنها به خاطر خواستن حقوق اولیه خود یعنی حق داشتن سندیکای مستقل و حق اعتراض کردن در زندان به سر می برند همسران و فرزندان اینان در بدترین شرایط معیشتی قرار دارند. رسانه های رسمی و حکومتی حتی یک کلمه در این رابطه نمی گویند . ما وبلاگ نویسان بنا به رسالت خبررسانی و حس انسانی خود باید این خلا را پر کنیم. بدین منظور امروز جمعه ۱۴ بهمن در یک حرکت نمادین تمام مطالب خود را به سندیکا اختصاص می دهیم و وبلاگ های خود را به نام سندیکا و با لوگوی آن آپ می کنیم.

خواست ما:

۱-آزدای بی قید و شرط و سریع تمامی بازداشت شدگان

۲- به رسمیت شناخته شدن حق سندیکا و اعتراض برای کارگران

 **************************************************

با اجازه از وبلاگ نازخاتون خوبم :

دیدن مستند قوی، خوش ساخت، بی نهایت تلخ و تاثیر گذار فرزندان آرنا ساخته ی جولیانو مرخمیس ۲۰۰۳ باعث شد ...... قهرمان های این مستند که بیشترشون دیگه زنده نیستند .... از تماشای عمق دردی که لخت و عریان جلوی چشمت به نمایش گذاشته شده مدام نفست تو سینه حبس می شه.....

 

 


 
پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1384
پراکنده :

کوشا : گلین بانوی گرامی سلام  ..   ( ...) !
توضیح بر موضوع را دوستانت میبایست بدهند و هر چند  ممکن است عقیده ام در این میانه مضحک جلوه کند با این حال اگر کمی بی ربط بود  پوزش  میطلبم .
در واقع این بحث در پی نقصان اجتماعی و متعاقبا عدم ارائه ی راهکار و آموزش بنیادی در جامعه مان از سوی هیچکس و هیچکس! در خصوص این مهم٬ (که مستلزمش آزادی است و نداریم)  ممکن است در چنین فضاهایی که مختصر آزادی در دست است صورت بگیرد. شنیده ام در اروپا مدارسی در سطوحی برابر سوم راهنمایی تا آخر دبیرستان خودمان٬ بر عکس معلمان پرورشی در ایران که چرندیات را(حفظ اخلاقیات دینی!!)  به نوجوانان یاد میدهند هست که به دانش آموزان نوجوان آن دیاران نه تنها آگاهی های کامل درباره ی برقراری این ارتباط ارائه مینمایند٬ بلکه  ملزومات مورد نیاز را با  توضیح  کاربردش  نیز در اختیارشان میگذارند.. البته سیاست آموزشی هر مدرسه ای در آنجا توسط هیئت آموزش و مدیریت آن مدارس اعمال میشود که از افراد با سواد نه مجتهدین  دینی متشکلند و خانواده ها بر حسب کاتولیک یا پروتستان یا .. بودنشان تصمیم به ثبت نام فرزندانشان درآن مدارس میگیرند)  بواسطه ی بنیاد هر چیز میتوان رشد خوب یا بد را شاهد بود. اما ما اینجاییم که ظاهرا هیچ بنیادی هم ندارد!
پس در وصف خودمان: پیوستگی عاطفی زیباست..و تجربه ی یک دوست داشتن  هیچوقت از خاطر کسی محو نشده٬  در واقع  (بنظر من البته ) علم به انطباق صحیح  بین احساسات دو جنس در آغاز میتواند بستری برای تداومی باشد که آنها را در طول با هم بودنشان کمتر دچار فرسایش و تکراری بودن کند. و شکل این تماس با توافق طرفین هر صورتی میتواند داشته باشد . مهم درایت در انتخاب و نادیده گرفتن آنچه که همه!  آنرا اصل میدانند است. یکی از این اصول که در جامعه ی ما مورد توجه شدید است  زیبایی٬ ثروتمند بودن و ... است که واقعیت ندارد چون  عموما  دختر  یا  پسر در تلاش برای  تبدیل شدن یا تظاهر کردن به آن در برابر جنس مخالفشان هستند و نتیجتا زمینه های فریب خوردن یا دادن برای هر دو جنس مهیاست٬ اگر چه ممکن است که در خلال این داستانها دلبستگی ای هم ایجاد بشود اما دوام نخواهد داشت! پولدارها هم که مست پولشانند و عقلا بدرد هیچ چیز جز  زندگی پر از عیشی که پولشان برایشان مهیا کرده  نمی خورند.  بنابراین اگر تجربه ی کافی داشته و آنرا بکار بگیریم٬ و همه چیز (تحصیلات ٬پول ٬ زیبایی شهرت و .. ) را بطور نسبی پذیرفته و اهتمام در  یافتن شخصیت هایی کنیم که به ما نزدیکتر باشند٬  در پس آن آرامش و رهایی از احساس دردناک یکی بودن در انتظار ماست و مورد دیگرش هم  تجربه ی دائمی موضوع  مطرح در اینجا  یعنی یک داشتن یک معاشقه ی واقعی٬ همیشگی و  بی کم و کاست با کسی است که برای یافتنش حداقل از تمام قوای عقلانی امان بهره گرفتیم .

***************************************************

شاگرد نیچه : خانوم  این  فمنیست بازیا دیگه چیه؟؟؟

این  چیزی رو که مینویسم  باید توی وبلاگت  بزاری

و  جوابشم  بدی:

((شما هیچگاه خود را موقوف آنچه که به آن شک نداربد، نمی‌کنید. هیچ کسی دیوانه‌وار فریاد بر نمی‌آورد که «فردا خورشید طلوع خواهد کرد.» چراکه در درستی آن شک ندارد. مردم آنگاه خود را متعصبانه وقف یک عقیده‌ مذهبی، سیاسی یا هر نوع دیگری از جزم‌اندیشی می‌کنند که از هدف و عقیده‌ی خود در شک هستند))

یکم  فکر کن ....

راستی نظر شما  چیه که  یک  بشته  سبزی  بگیری

و با بقیه ی خانوما بشینی پاک کنی؟؟

(من اصلا قصد بی ادبی ندارم - یکم  شوخ طبعم) !
--------------------------------------------------------------- +
پاسخ : ( گلین بانو )
خانوم یا آقای شاگرد نیچه : کسی حقیقتی را که آشکار است رو جار نمی زند ؛ درست.!.. اما زمانی مشکل ایجاد می شود که به عللی و تحت شرایطی حقیقت جلوه و محوریت خودش رو از دست بدهد.. مانند مسئله زنان در جامعه ما و یا در تمام دنیا.... که در این میان حقیقت  آزادی و آگاهی انسان ( زن ) جای خود را به ظلم و خرافه و عرفی مسموم داده  .آ یا به عقیده شما فقط اعتقاد به آزادی کافی هست ؟ دیگر نباید آنرا فریاد زد و خواست و به طریقی برایش مبارزه کرد.؟؟!
آری من یک فمینیسمم و افتخار هم می کنم به این موضوع ! .... اگر شما اندکی مطالعه داشتید متوجه میشدید که فمنیسم با تمام ایسمهای دیگر تفاوت اساسی دارد و هدفش آگاهی دادن به زنها و جلوگیری از قدرت و سلطه مردان هست  ... مهمترین دغدغه فمنیسم این است که به همه بیاموزد که حقوق زن حقوق بشر هست... و کسانی که با این اندیشه مخالفند در واقع منکر حقوق انسانی خودشون هم می شوند ....
..... من با سبزی پاک کردن با خانومهای دیگه مشکلی ندارم !! ... و در صورت رسیدن به کارهای اصلیم و اوقات فراغتم... اگر وقتی ماند سبزی هم پاک می کنم... تعصبی در کار نیست ... ! اما فکر کنم شما ادم متعصبی باید باشید : ۱- چون از طرفداران سخت افکار نیچه اید. ( نیچه ایسمید ) !! :) !
۲- و چون تعصب دارید روی این قضیه سبزی پاک کردن و اینکه کارهارو زنونه مردونش می کنید.
....اتفاقا در سال پیش با اندکی هزینه تونستم از طریق همین سبزی پاک کردن چند زن بیوه رو خودکفا کنم ...
پاینده باشید
.
 

   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 116940


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سلام. گلین بانو یک دختر ایرانی مثل همه  زنها و دخترهای دیگر . با تمام دغدغه ها . نیازها و افکارش.....

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**

negar_l2005@yahoo.com
شناسنامه کامل من...