گلین بانو
  
 
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 20 بهمن ماه سال 1384
زن و اجتماع

 

شاید موضوع این یادداشت برای خیلیها تکراری شده باشه‌؛ اما به نظر من درست نیست موضوعی را به دلیل تکراری شدن رها کرد .
..... خیلی از افراد جامعه ما به شدت با آزادی جنسی درباره زنان مخالفند . و آن را گناهی می دانند که جزایش مرگ هست وجالب اینست که این دسته حتی قادر به آوردن یک دلیل منطقی برای افکار خود نیستند و در نهایت متوسل به توجیهات نامربوطی همچون ناموس و غیرت و آبرو می شوند نمونه اش هم همین  قتلهای ناموسی و خانوادگی هستند ... و یا شاید در حالتی دیگر زن یا دختر را به خاطر داشتن تجربه جنسی تحت فشار و خشونت بسیار زیاد و مخربی قرار دهند که نتیجه اش جز تخریب هویت و اعتماد به نفس زن نیست و حتی باعث میشود که به راحتی زن را به طرف جرم سوق می دهد ! طرد شدن و محروم کردن زن از طبیعی ترین حقوق انسانی اش هم از دیگر واکنشهای جامعه ما به این مقوله هست.

اما در مورد مردان واکنشها روال کاملا متفاوتی دارند. اگر این عمل برایشان امتیاز  اجتماعی همراه نداشته باشد در نهایت بدترین برخورد با آنها شماتت و نصیحت است.که در آن عمل مرد نکوهش می شود نه خود او . 

و تنها دلیل برای توجیه این اختلاف در طرز برخورد؛ اگر بشود نامش را دلیل گذاشت ؛ این است که آنها مرد هستن و زنان زنند!! و فورا هزاران ارزش بی محتوای زر-ورقی به زنان می چسبانند : زن چون وجودش مانند گل هست که اگر خود را در اختیار مردی بگذارد پژمرده می شود و مانند آن ! زن را به همه چیز تشبیه می کنند غیر از انسان ؛ غیر از خودش ! به عقیده من تنها میشه یک توجیه برای این دیدگاه آورد و ان اینست که به زن همواره عملابه عنوان یک شی نگاهو برخورد شده . با تمام محدودیتها و امتیازات و ویژگیهایی که شی می تواند داشته باشد و اگر آن ویژگیها را نداشته باشد شایسته هر برخوردی هست از جمله مطرود شدن : برای او و نیازهایش و خصوصیاتش همیشه سقفی و محدودیتی بوده . او زمانی قابل پذیرش و حمایت اجتماع بود که به این خصوصیات تن در می داد . مانند یک تلویزیون: آکبند باشد ؛حتما دارای صدا و تصویری خوب باشد و ... ! اگر غیر از این باشد دیگر به عنوان تلویزیون قابل پذیرش از طرف ما نمی باشد. زن هم به همین صورت اگر بخواهد تعریف خودش را از زندگی داشته باشد؛نه تنها حمایت جامعه و اطرافیانش را از دست می دهد چه بسا توسط انان به نابودی می رسد .برای زن هم مانند یک شی قابل پذیرش نیست که بدون صاحب باشد و چنین زنی در بهترین شرایط همواره در مسیر اتهامات و فشار های شدید روانی می باشد .

امروزه در جامعه ما این عقیده هست که توجه به ویژگی های جنسیتی در زنان و برجسته کردن آن بوسیله آرایشهای افراطی و لباس هست که زنان را تبدیل به کالا می کند ! اما قضییه کاملا برعکس هست : به نظر من زمانی که زن در طی مراحل جامعه پذیریش همواره اینگونه با او برخورد شده که یک کالاست و خودش مسئول سرنوشتش نیست ؛ که صاحب دارد ؛ که بزرگترین و مهمترین اتفاق زندگیت تنها به ازدواج ختم می شود ؛ که زن خوب باید سازشکار و خود فراموش کرده باشد. زنی بیشتر مورد تاییداست و بیشتر موفق که زیباتر و به روز تر باشد.  .... همه اینها زن را تبدیل به کالایی کرده که تمام توجه و انرژی و اهدفش را در گرفتن امتیازی بالاتر و استاندارد خواسته شده ازش محدود می کند.

پس به عقیده من هرچه برخورد  و طرز تفکر جامعه نسبت به زن انسانی تر باشد و به او فرصتها و  جایگاهی برابر با مرد داده شود و به همان نسبت هم از او انتظار و مسئولیت بیشتری برود ؛و به این باور برسد که یک انسان است و از حقوق و حمایتهای یک انسان برخوردار هست و مسئول آینده و زندگیش تنها خودش هست؛ دیگر شأن ؛ تواناییها ؛ خواسته ها ؛ اهداف و انتظاراتش را در حد یک شی محدود نمی کند و از اینکه خودش باشد با تمام نیازهایش و خصوصیات منفی و مثبتش نمی هراسد و امنیت دارد و برای فرار از قضاوتهای سطحی جامعه به هر قیمتی همرنگ جمعیت نمی شود و در یک کلام هویتی مستقل دارد......

* آزادی جنسی از دیدگاه من آزادی داشتن رابطه جنسی در صورت تمایل درصورت نداشتن تعهد به فردی مشخص هست .

*********************************************

ارک علیشاه را تخریب نکنید : ارک علیشاه جزئی از تاریخ آذربایجان و ایران عزیزمان است ...

*****************************************************

این مطلب هم یونس عزیز اضافه کردن :

...آزادی برخی-گروهها یا طبقات-که قدرت معینی را در دست دارند، مجازشان داشته که از آزادی دیگران بکاهند یا منحرفش سازند،آنان را به وظایف معینی مشروط کنند که سرانجام آن را همچون شرط ضروری زندگی خود پذیرفته اند.

....اخلاقیات تحمیل شده بر زن مانند استثمار اقتصادی یا تبعیض نژادی منشا بیعدالتیهای فراوان و موذیانه است که فرهنگ آن را مشروع ساخته و قوی علیه ضعیف مرتکب آن شده است. رفتاری که هایک در پایان عمرش استدلال کرد که پاشنه آشیل دمکراسی است: قدرت اکثریت که برای اقلیت زیانبار است. اما در این مورد از آنجا که ریشه بیماری در تار و پود خود فرهنگ نهفته است و قسمتی از سرشت آن پیکر عقاید، کردار، رفتار، طرحهای اخلاقی، اسطوره ها ورمزهایی است که رفتار ما را تعیین می کنند ، درمان واقعی مسئله فقط از راه تغییرات عمیق فرهنگی میسر خواهد بود.
تا اصلاح ریشه داری در طرزی که جنسیت را درک می کنیم به عمل نیاید و تفاهم دو جنس در دنیایی که زندگی می کنیم ایجاد نشود، پیشداوری ادامه خواهد یافت و صدمه خواهد زد.
وقتی رفتار جنسی نبایستی توسط فرد نجات داده شود، ولی بر خدا و یا جامعه است که آنرا توجیه کند، روابط دو یار جز رابطه ای حیوانی نخواهد بود.
زنانگی حاصل طبیعت نیست، بلکه نتیجه فرهنگ است، تعلیم و تربیت او،بازی های او، بزک او، خطوط ممنوعه او،باکره بودن او... همه او را نامزد تحمل و غایتی اجباری کرده اند؛ خوش جلوه کردن بر مرد.
مشاهده می شود که برای شوهر نه موضوع محبوب بودن، بلکه موضوع مورد خیانت قرار نگرفتن مطرح است؛ او بدون درنگ یک رژیم ضعف آور بر زن تحمیل می کند، هرگونه فرهنگ را از او مضایقه می کند، فقط در جهت شرافت خود ، او را خنگ و خرف می گرداند.آیا باز هم موضوع عشق در میان است؟
زن ها ابدا خطا نمی کنند که قواعدی را که در جهان راه یافته مورد انکار قرار می دهند به همان نسبت که مردان این قواعد را بی دخالت زنان ایجاد کرده اند. زهد وعفاف به آنها می دهیم... ما زنان را سالم و قوی، در وضع خوب، خوب تغذیه شده و پاکدامن می خواهیم یعنی در آن واحد گرم و سرد؛ زیرا ازدواجی که ما می گوییم وظیفه دارد مانع از آتش گرفتن آن ها شود.
به وسیله ازدواج گوئی که بر اثر بلای ناگهانی دهشتناکی، به درون واقعیت و معرفت پرتاب شدن، غافلگیر کردن عشق و شرم متناقض،اجبار به احساس شیفتگی، فداکاری،وظیفه، ترحم و هراس در یک شیء به سبب مجاورت غیر منتظره خدا و جانور...در این امر آدمی چنان آشفتگی روحی آفریده که جست و جوی همانند آن کاری بیهوده است.
در واقع افراد نیستند که مسئول ناکامی و شکست ازدواج می شوند، بلکه خود نهاد ازدواج- به صورت رایج امروزی- که در اصل فاسد است.اعلام آنکه مرد و زنی که حتی خودشان یکدیگر را انتخاب نکرده اند بایستی به انحاء مختلف در تمام دوران زندگی یکدیگر را کفایت کنند، غرابتی است که لزوما ریاکاری، دروغ، مخاصمت و بدبختی به بار می آورد.
رابطه انسانی تا وقتی که بدون دخالت تفکر تحمل گرددارزشی ندارد؛ در روابط زناشویی نمی توان این را مورد تحسین قرار داد که این روابط به طور مستقیم و بدون تفکر صورت بگیرد و دو طرف آزادی خود را در آن نابود گردانند. این آمیخته پیچیده ی دلبستگی، عناد، کینه، رضایت، دستور، تنبلی، حیله گری، وتجاوز... که عشق زناشویی نامیده می شود نمی تواند مورد احترام قرار گیرد. عشق و دوستی باید آزاد باشد. آزادی به معنای هوسبازی نیست:احساس الزامی است که از لحظه فراتر می رود، اما فقط به فرد مربوط می شود که با اراده ی کلی و رفتارهای فردی خود به نحوی مواجه شود که تصمیم خود را حفظ کند یا به عکس ار آن بازگردد؛ احساس هنگامی آزاد است که به هیچ امر و نهی خارجی وابسته نباشد، هنگامی که در صداقتی بدون ترس تجربه گردیده باشد.
طوق لعنتی نیز وجود دارد که زوج ها بسیار به ندرت از آن می گریزند، آن هم ملال است. این که شوهر موفق شود از زن بازتابی از خود بسازد یا این که هر کدام در دنیای خود سنگر بگیرند ، پس از چند ماه یا چند سال دیگر چیزی ندارند که با هم در میان بگذارند. زوج عبارت از اجتماعی است که اعضایش خود مختاری خویش را از دست داده اند بی آنکه خود را از تنهایی شان برهانند؛ از این رو است که در سطح اروتیک آن ها نمی توانند چیزی به یکدیگر بدهند. و می بینیم که در این دوران تجاوز به عنف بیشتری صورت میگیرد تا در خارج از ازدواج.
این که قوانینی «اطاعت» را از تکالیف زن حذف کند در مو قعیت زن تغییری پدید نمی آورد،زیرا این موقعیت بر اراده شوهران نیست بلکه بر همان ساخت جامعه زناشویی قرار گرفته است.
در آخر باید بگویم که: جنگ علیه گرایش به سکس تحریف و مسخره شده یا سبب بیعدالتی هایی شده که معادل آنهایی است که می خواهد ممنوع سازد.

بی هیچ اعتنایی
تاسفی
شرمی
گرد زن کشیده اند دیوار هایی
همه ستبر و بلند
این سرنوشت بدفرجام
روحش را آشفته می سازد
آن دم که برپا کردند دیوارها
چه شد که نفهمید!
اما هرگز صدایی نشنید
صدایی از سازندگان
هیچ صدایی
اندک اندک
بریدند او را از جهان پیرامون

این نوشته آقای ابراهیم غلامی رنانی را میتوانید در آدرس زیر مشاهده کنید.
http://jahanedegar.blogspot.com/2005/12/blog-post_28.html

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 118734


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سلام. گلین بانو یک دختر ایرانی مثل همه  زنها و دخترهای دیگر . با تمام دغدغه ها . نیازها و افکارش.....

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**

negar_l2005@yahoo.com
شناسنامه کامل من...