گلین بانو
  
 
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1384
اینهم سال نو ؛ مبارک باشه.

     خواستم یه متن موزون و زیبا رای سال نو بنویسم که دیدم خیلی تکراریه و همه تو صدها جمله مختلف خواستن بگن سال نو مبارک ... هم کار خودم رو راحت می کنم و هم کار شما رو . از صمیم قلبم سال نو رو به همتون تبریک میگم .

       تا چند ساعت دیگه سال عوض میشه ... و مثل همیشه دلم تو این ساعتها خیلی میگیره و یه جورایی دچار احساس پوچی میشم. برای اینکه از این حس رها بشم یا فراموشش کنم میرم بیرون و خودم می سپرم به ازدحام شب عید ؛ تا ساعتها  میون مردم می چرخم...

... می رم به بازارها و با دیدن اشتیاق و حرارتی که مردم برای زندگی کردن دارن ؛ خودم رو گرم می کنم. جمعه رفته بودم به یه جمعه بازار که مخصوص اجناس پاکستانی و هندی هست... واقعا جای دیدنی هست... پر از رنگ و زیبایی . بالاخره قیمت خیلی ارزون یه ساری هندی بسیار زیبا کار دستم داد وخریدمش .. قرمز رنگ هست و پراز سرمه دوزیه ؛ با طرح بته جقه ای . عاشق حال و هوای طبیعت در این موقع از سالم آخر زمستون و اول بهار مثل یک شاهکار مینیاتور و زیباتر سحرم میکنه... تو خونه موندن این روزا ضرر بزرگیه.

 * راستی امسال هم هرچی تمام تقویمها رو گشتم روز ۸ مارس رو پیدا نکردم !! 

      در مورد موضوع بکارت بعد از عید ادامش رو پیگیری می کنیم . موضوع بکارت مسئله ای هست که برای حل کردنش ناگزیر به حل کردن بسیاری دیگه از مشکلات زنان هستیم . باید به هویت زن در چامعه برگردیم و اینکه تعریف زن خوب از دید جامعه چیه و چرا این تعریف در جامعه بوجود آمده و ماندگار شده.. چه عوامل اجتماعی و فکری این ارزشها رو برای زن تعریف می کنه و یا حتی از دید مثبت هم نقدش کنیم.. و موارد دیگه ایکه بهش میرسیم.

     خلاصه یحثهای گذشته این است که بکارت امری شخصی هست و داشتن و یا نداشتن اون ربطی به اجتماع و دیگران نداره ... یه چیزایی تو مایه های ( گذاشتن ریش و سیبیل برای آقایون  ) و یا حتی شخصی تر ! -- داشتن بکارت در شرایط جبر فرهنگی و اجتماعی نشان دهنده چیزی نیست.. حتی طرز فکر. ما باید به مبارزه با همین موضوع بریم و بکارت رو از میون تابوها بکشیم بیرون... اینقدر شجاعت دارین که برای شروع از فکر خودتون شروع کنین ؟

** راوی عزیز هم زحمت کشیده و خبرها و عکسهای خوبی از آزادی گنجی  داره .

*** استاد علی تجویدی هم رفت ...

**** حالم بد هست و سرما خوردم.. تازه دارم مسافرت هم میرم....

 و ....


 
دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384
اینم یه نوعش !

* یکی از نمونه های مرد خیلی خیلی روشنفکر ایرانی !!!!!

... مرد : دوست دارم .... اما به من حق بده ازاینکه بکارت نداری ناراحت باشم !...

زن : خوب من نمی خوام ناراحت باشی !... چون اینجوری احساس می کنم منو مقصر میدونی ... نمی تونم باهات راحت باشم و دوست داشته باشم..

مرد : ازت خواهش می کنم ... حداقل این حق رو به من بده ! با تو کاری ندارم ...به قداست تو کاری ندارم ... من یک مرد ایرانیم ... تقصیر خودم نیست ؛ سالها با چنین افکاری بزرگ شدم ...

زن : خوب می تونی تغییرش بدی !

مرد : به این راحتی هم نیست که میگی... من از لحاظ منطقی با مسئله مشکل ندارم ؛ می دونم که تو هم انسانی حق طبیعیت بوده... ولی ...ولی یه احساسی درونم هست که عذابم میده ... با اون چی کار کنم ؟!!...

زن : می تونم درکت کنم .. اما ازم نخواه که بهت حق بدم... فقط می تونم کمکت کنم تا این احساس ناراحتیت رفع بشه. می تونم بهت فرصت بدم و در کنارت باشم .

مرد : می تونی بازهم منو دوست داشته باشی ؟

زن : من دوست دارم که می خوام عشقمون بدون حتی نقطه ای تاریک و دردناک برات باشه...دوست دارم که بهت در آرامش فرصت میدم و در کنارت می مونم...

مرد : فکر می کنی کمکیم میکنه به این احساسی که خودمم حتی نمی تونم تعریفش کنم ؟

زن : شاید نیاز داری ببینی که بکارت هیچ ربطی نداره به عشقم ؛ صداقتم ؛ فهم و درک هم و خیلی چیزای دیگه .. حتی به صراحتم ... !

زن : اما تو چی ؟ ببین علاقت چقدر واقعی هست ؟ نمی خواد به من چیزی بگی . خواهش می کنم با خودت صادق باش .

مرد : فمینیست کوچولوی من !!!

....

***********************************************

فرشته مهر :

بکارت تنها مساله فیزیکی خاصی نیست که اهمیتی نداشته باشه!
می تونه نشان دهنده طرز فکر، شخصیت و حرمت نفس و شرافت و حد و مرزی که فرد توی روابطش با دیگران داره، داشته باشه!  اختیار احترام گذاشتن به جسم  ما دست خود ماست وقتی ما خودمون حرمت جسم خودمون رو نداشته باشیم نباید انتظار داشته باشیم که شریک زندگیمون به ما احترام بگذاره!
وقتی ما خودمون رو در اختیار کسی به غیر از همسرمون قرار می دیم یا قبلا داده ایم، نه به خودمون احترام گذاشتیم نه به همسرمون!
مسابل خصوصی و شخصی انسان تنها قابل share کردن با یک انسان در تمام طول زندگیه!
من در این زمینه صد درصد به مرد ایرانی حق می دم!
مردی هم که بی محابا با هر کسی ارتباط آزاد و بسیار نزدیک قبل از ازدواج داشته ، به اولین کسی که احترام نگذاشته اول خودشه بعد همسر آیندش!
یه مقدار مرز و خدود اخلاقی و انسانی برای خودمون باید در نظر بگیریم...( چیزی که ما رو از جاندارن دیگه متمایز می کنه)

۰۰۰ بکارت از خصوصی ترین مسایل زندگی یک فرد هست
اگر کمی به معنویت توجه داشته باشیم و به نظام طبیعیت که چرا چنین خلق شده ایم...چرا جنس دیگری به جز ما وجود دارد....چرا برای بقای نسل چنین چیزی در ما آفریده شده...
آن وقت متوجه می شویم که ما به عنوان یک انسان وظیفه داریم که در برابر هدایای طبیعیمان چگونه عمل کنیم...و کجا و در برابر چه کسی به کارش گیریم.هر موردی را باید برای هدف خودش به کار برد. ..

... به عنوان مثال خدا دست را به ما هدیه داده تا زندگی خود را به نحو شایسته بسازیم نه اینکه با دستانمان گلوی انسانی را خفه کنیم
جسم را زیبا آفریده نه اینکه برای هر کسی که از راه برسد به نمایش بگذاریم
خدا هوش و زکاوت را هدیه داده تا با علم و دانش بیماری ها را رفع کنیم نه اینکه بمب اتم بسازیم ؛ این موضوع هم دقیقا مانند همین مثال است ... خصوصی ترین مسایل زندگی افراد تنها باید برای خودشان و شریک زندگیشان آشکار باشد نه دیگران...

..... و به نظرم مرد روشن فکر مردی نیست که بی قید و بی توجه باشد....اتفاقا مردان ایرانی ما از این جهات واقعا قابل تقدیرند...روشن فکری این نیست که مردی امریکایی یا اروپایی با بی قیدی تمام با زنی ازدواج کند که که به عنوان مثال با ۳۰ نفر تا به حال ارتباط نزدیک داشته
کمی هم قدر مردان خود را بدانیم!

 

گلین بانو :

۱- داشتن بکارت در صورتیکه به صورت تابو درامده باشه . و در فشار شدید اجتماعی متاسفانه نشانه هیچ چیز نمی تونه باشه.
۲- حال در شرایط آرمانی که آزادی کامل اجتماعی و روانی برای انتخاب داشتن و نداشتن بکارت وجود داشته باشه  : حالا چطور می تونه نشان دهنده تمام طرز تفکر ما باشه ؟ یا شخصیت ما ؟ حرمت نفس چگونه مرتبط هست با بکارت ؟ من خودم نمونه های زیادی رو دیدم زنان و دختران آزادی که بکارتشون قبل از ازدواج از دست داده بودن... ولی انسانهای شریف .. با اعتماد به نفس و عزت نفس و شعور و درکی بالا... در کنارش هم دختران و زنانی رو دیدم که بکارت داشتن اما بهره ای از شرافت و صداقت نبرده بودند... و عکسشان!
۳- چرا فکر می کنید که سکس قبل از ازدواج حرمت جسممون رو از بین می بره ؟ مگه در سکس زن همیشه خودش را فقط در اختیار مرد می گذارد ؟
۴- چرا شما تعریفتان و دیدگاهتان از سکس عملی حیوانی و پستی هست که فقط به ضرب و زور ازدواج معنایی می یابد؟
۵- حال اگه زن و مردی به دلایل زیادی نخواستن باهم زندگی کنن و زندگیشون براشون زهر و شکنجه شده باید تا اخر عمر کنار هم بمونن ؟ یا شایدم منظورتون خیانت نکردن در زمان تعهدمان به کسی دیگری هست ؟ ( من هم شخصا با خیانت مخالفم. اگه راضی نیستن جدا بشن بعد هرکاری که خواستن بکنن )

** به عقیده من سکس قبل و بعد ازدواج بسیار موضوع مهمی هست . و مهمتر از اون کیفیت سکس هست که درطی اون زن و مرد یاد بگیرن به حریم هم احترام بگذارن و چطوربهم لذت و آرامش ببخشن.

** لطفا پاسخ سوالات منو با دلیل بگین .. و از شعارهای صرفا ارزشی و اخلاقی بپرهیزید.
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 *‌ ادامه بحث در قسمت نظر دهی پیگیری می شود .


 
پنجشنبه 18 اسفند ماه سال 1384
در حاشیه برگزاری روز جهانی زن :

. خانم بهبهانی در مصاحبه با رادیو فردا درباره آنچه که در پارک دانشجو گذشت، می گوید :

سیمین بهبهانی: من بیشتر از آنچه که برای خودم متاسف باشم یا نگران باشم، متاسفم برای جوانان کشورم که لباس پلیس تنشان بود و امروز این وحشیگری را من از آنها دیدم. البته همه را محکوم نمی کنم، در میان آنها بسیار انسان های خوبی هم دیدم، ولی بسیاری از آنها هم بودند که باید در رفتار خودشان تجدیدنظر کنند. حیف از جوانی آنها که با اینطور رفتار وحشیانه خدشه دار شود و ما زن ها بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم.

نازی عظیما (رادیو فردا): مگر این جوانان هایی که از آنها اسم بردید، چه رفتاری از خودشان نشان دادند.

سیمین بهبهانی: مجهز بودند به اسلحه، باتوم های برقی، لگد و مشت و چیزهای دیگر و با کمال خشونت و بی احترامی با خانم ها حرف زدن، با زن ها به طور خیلی خشن رفتار کردن، دخترهای جوان را زیر مشت و لگد گرفتن. صدای فریاد بلند شده بود و من نمی دانم این رفتار چرا انجام گرفت. برای این که این خانم ها در یک گوشه از پارک دانشجو ایستاده بودند در حدود 300 الی 400 نفر و داشتند بیانیه شان را می خواندند در کمال آرامش و به هیچ جایی هم برنمی خورد و یک ساعت بیشتر هم وقت نمی خواستند و متفرق می شدند. ولی یک دفعه اینها ریختند و خانم ها را با باتوم و تهدید به اسلحه و غیره متفرق کردند، ولی بعد از آن یک دمونستراسیون بسیار زیبا از خانم ها راه افتاد و از جایشان که حرکت کردند که بروند، در صف های چهار پنج نفری پشت سر هم تمام دور پارک دانشجو و قسمتی از خیابان را دور زدند و یک نمایش زیبایی بود و سرودخوانان می رفتند، ولی باز اینها تاب نیاوردند و افتادند وسط این جمعیت و متفرق کردند و با هتک حرمت و زدن و باتوم و برقی و جفتک انداختن و لگد زدن جمعیت را پراکنده کردند و در خیابان ولیعصر و جمهوری پر شده بود از خانم ها و اینها هم وسط جمعیت با لباس های پلیس. این لباس واقعا حرمت دارد، ولی حرمت این لباس را امروز اینها از بین بردند. این را هم بگویم که عده کمی از افسران ارشد بسیار مودب بودند و رفتار خوبی داشتند.

ن . ع: شما حالتان الان چطور است؟

سیمین بهبهانی: حال من بسیار بسیار خوب است و درست است که ممکن است بید باشم، ولی از این بادها نمی لرزم.

ن . ع: شما فکر می کنید همچین اقدامی باعث می شود زهر چشمی گرفته شود یا رعب و وحشتی ایجاد کند در زنان؟

سیمین بهبهانی: ابدا، ابدا فکر نمی کنم. من معتقدم جرات زنان بیشتر می شود، زیرا مستوجب این رفتار نبودند امروز. من منصفانه دارم قضاوت می کنم. من خود شاعد عینی بودم و درست نبود که با زنان اینطور رفتار شود.

ن . ع: شما با برخی از این افراد پلیس که می گویید معقول تر بودند، صحبت هم کردید؟

سیمین بهبهانی: بله با یکی هم صحبت کردم. درجه ارشدیت داشت. بسیار انسان خوبی بود و فقط از من خواهش کرد که آرامشم را حفظ کنم و محل را ترک کنم و بسیار مودب بود.

ن . ع: توضیح نداد یا شما نپرسیدید که چرا همچین برخوردی می کنند؟

سیمین بهبهانی: برای من مشخص بود، لابد می خواستند قدرتی نشان دهند به یک عده زن که فقط خواهان حقوق برابر هستند و خواهان زندگی بهتر برای خودشان هستند.

****************************************

ایلنا:

تجمع بدون مجوز زنان در پارک دانشجو به خشونت گرایید

تهران- خبرگزاری کار ایران

مراسمی که عصر امروز به مناسبت روز جهانی زن از سوی فعالان نهادهای غیردولتی زنان و بدون مجوز در پارک دانشجو برگزار شد، با دخالت نیروی انتظامی به خشونت گرایید.
به گزارش خبرنگار "ایلنا"، جمعی از فعالان نهادهای غیردولتی زنان عصر امروز به مناسبت بزرگداشت روز جهانی زن در پارک دانشجو اجتماع کردند که این تجمع دقایقی پس از برگزاری با دخالت نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد.
بر اساس این گزارش، زنان فعال در نهادهای غیردولتی زنان ضمن خواندن سرودهایی در دفاع از حقوق زنان، خواستار برگزاری این مراسم شدند که در خلال این امر درگیری هایی نیز بین پلیس و تجمع کنندگان روی داد.
سردار "قدرت الله محمودی" که فرماندهی نیروهای انتظامی حاضر در پارک دانشجو را برعهده داشت، در گفت وگو با خبرنگار ایلنا، با بیان اینکه این تجمع بدون هیچ گونه مجوزی صورت گرفته است، گفت: نیروی انتظامی با عملکرد خود باعث شد تا این تجمع رنگ و بوی سیاسی به خود نگیرد و در این رابطه چند نفر دستگیر شده و در حال بررسی موضوع هستیم....

****************************************

هشتم مارس روز جهانی کتک زدن زنان ( شامل عکسها روز ۱۷ اسفند ماه ؛ پارک دانشجو )

 
چهارشنبه 17 اسفند ماه سال 1384
اینجا ایران است ؛ روز گرامیداشت زن :

روز زن گرامی باد . خیلی دلم می خواست حرفی در مورد این روز می نوشتم اما دیدم سایر دوستان حق مطلب را به جای اوردن... به هر حال برای من هرروز روز زن و حمایت از اون بوده و هست.از طرفی این روزها سر خودم هم خیلی شلوغ شده .

 

*** غیر از اینکه بیشتر برنامه هایی که مناسبت روز جهانی زن قرار بود برگزار بشه  لغو شد؛ گردهمایی پارک دانشجو هم به خشونت کشیده شد . امسال برخلاف سال گذشته جمعیت زیادی گرد هم اومده بودند و مراسم مقداری زودتر هم شروع شد . پیر و جوون همه در کنار هم حلقه زده بودیم و بر رو ی زمین نشسته بودیم و سرود ای زن را را زمزمه می کردیم و پلاکاردهایی رو بالای سرمون نگه داشته بودیم . و هر لحظه به تعدادمون افزوده می شد... تا اینکه ناگهان اولین نشانه های برخورد نیروی انتظامی دیده شد و از مردم با لحن تندی می خواستن که متفرق بشن ... اما کسی گوش به حرفشون  نداد ... دختری از میون جمع  بلافاصله شروع به خواندن متن بیانیه کرد که شامل اهداف و خواست زنان از این تجمع بوده ... هنوز متن به پایان نرسیده بود که حمله شروع شد با توهین و لگد و باتوم ریختن بین زنها !!

 ... تا بیام به خودم به جنبم فشار باتومی رو که تو تنم فرو می رفت رو حس کردم ... جمعیت دور فضای پارک در حرکت بود و فریاد می زد .... اینبار باشدت بیشتری حمله شروع شد.. دختر جوانی بوسیله لگد یکی از مامورین به دستگاه تناسلیش به شدت حالش بد شد که منتقلش کردن به حاشیه خیابان... مغازه های اطراف هم دراشون رو  اغلب می بستن رو مردم...  وتا خود میدان انقلاب و پارک لاله هر ۲۰ قدم بوسیله نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها پوشش داده شده بود..

دلم خیلی گرفته بود ... جلوی چشم همه کتکمان میزدن و تحقیرمان می کردن .  برای چه ؟! برای یک گرد همایی دوستانه وساده ؟ ... حس این گردهمایی هزاران بار از حس کارناولهای عاشوراییشون نابتر و پاکتر بود .

بالاخره ساعت ۵:۳۰ سوار تاکسی شدم ... و مسافرای تاکسی بی خیال از جنایتی که زیر گوششان اتفاق افتاده . دختری جوان که ادعا می کرد در همین نزدیکی کار می کند در پاسخ سوال بغل دستیش از علت شلوغی خیابان گفت : نیروهای انتظامی اومدن جلوی اوباش رو بگیرن ؛ چون به چارشنبه سوری نزدیک میشیم دیگه . دستشون درد نکنه!!. اینقدر خسته بودم که حتی تعجبم نکردم .(با خودم گفتم دستشون از ریشه دراد که برسر مردم بیگناه فرود امد ) . یکی دیگه گفت عجب بیکارایین !! چطور این تاریخها یادشون میمونه ؟!! ( خواستم بگم بسیار آسونتر از دهها تاریخ بی استفاده دیگه که هرروز تو گوشمون می خونن و ما هم مسخشون میشیم ) .

مرد دیگه ای هم که ظاهر امروزی داشت با عصبانیت گفت : معلوم نیست این زنا از جون مردها چی می خوان چند روز پیش والنتاین بودا ! حالا هم روز زن و .... ! تو گلوم پربغض بود و به راه دشواری که همه در پیش داریم نگاه می کردم.

چه عزیزانی که امروز مورد ضرب و شتم و بی احترامی این جانیان رژیم قرار نگرفتند ...

فرناز عزیز هم مطلب تلخی راجع به کتک زدن با باتوم ؛ بانو سیمین بهبهانی گرامی نوشتن.

***** اینجا ایران است ؛ روز گرامیداشت زن **** 

***************************************

* تعدادی عکس و گزارش در مورد واقعه پارک دانشجو از سایت خسوف .

** آره حق با ماست .یه روایت از تجمع  ۸ مارس از مریم میرزا .

*** عکسهایی از گردهمایی ۸ تا ۸ ( آزادی زیرپوستی )

*** برخوردی دیگر در حوزه زنان / کتاب سوزان در وزارت کشور (سارا اصفهانی) :
    به گزارش خبرنگار روز از تهران، مسوولان جدید مرکز مشاوره امور زنان وزارت کشور در اقدامی بی سابقه تمامی جزوات تحقیقاتی، کتاب‌ها و گزارش های مراسم جمع آوری شده در این مرکز طی 16 سال گذشته را نابود کرده‌اند. و....

 


 
یکشنبه 14 اسفند ماه سال 1384
فراخوان برای مراسم 8 مارس در پارک دانشجو :

از وبلاگ فصل زنان :

«جهان دیگری ممکن است»
هشت مارس روز جهانی زن گرامی باد:
ما جمعی از زنان ایرانی برای اعلام همبستگی با زنانِ جهان و محو هرگونه نابرابری، تبعیض، خشونت؛ و برقراری صلح، عدالت، برابری، و آزادی؛

 در روز جهانی زن (چهارشنبه ۱۷ اسفند – ۸ مارس)

 از ساعت ۱۶ الی ۱۷ در پارک دانشجو گردهم می آییم.
از علاقه مندان دعوت می کنیم در این جشن حضور یابند.
«هم اندیشی زنان» و «هواداران حرکت جهانی زنان در ایران (
WMW

 

 

  دقت که فرمودین؟ گفته شده است پارک دانشجو. روبروی تئاتر شهر منظوره. اشتباهی از جاهای دیگه سر در نیارین

 

***************************************************

 

"هشت تا هشت"، عنوان کلی برنامه ای است که با شعار "نه"، روز چهارشنبه، 17 اسفند برابر با 8 مارس با همکاری کانون زنان ایران، مرکز کارورزی سازمانهای جامعه مدنی، سایت زنان ایران و موسسه راهی برگزار می شود.

 این برنامه که به طور هم زمان در دو سالن مجزا اجرا می شود شامل دو میزگرد با موضوعات "بررسی و تحلیل جنبش زنان؛ از 8 مارس گذشته تا 8 مارس امسال" با حضور شهلا لاهیجی، فاطمه صادقی، بابک احمدی،حمیدرضا جلایی پور و شادی صدر و میزگرد وبلاگ نویسان درباره "سانسور زنان در اینترنت" با حضور لیلا نظری، فرناز سیفی، مریم میرزا و پرستو دوکوهکی است.  

 همچنین نمایش فیلم ماده 61، ساخته مهوش شیخ الاسلامی و نمایش خیابانی "همچنان ایستاده و زنده ایم" به کارگردانی آینا قطبی یعقوبی و هنرمندی گروهی از دانشجویان دختر دانشگاه هنر دانشگاه آزاد اسلامی، فلش "8تا8"و سه اسلاید شو با موضوع عکسها و نقاشیهایی درباره زنان و وقایعی که از سال گذشته تا امسال در حوزه زنان رخ داده است بخشهای دیگری از این برنامه را تشکیل می دهد.مرور مطبوعات در یک سال گذشته نیز جزیی از برنامه است.

برنامه که از ساعت 9.30 صبح شروع می شود و تا ساعت 5 عصر ادامه دارد در مجموعه فرهنگی شقایق واقع در خیابان ولی عصر، پایین تر از پل پارک وی، پلاک 1541 برگزار خواهد شد

 

با تشکر از مریم میرزا ی عزیز   

 

******************************************************

 

از سایت زن نوشت :

 نشریه‌ی «دور باطل» با همکاری انجمن علمی-دانشجویی دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به مناسبت روز جهانی زن سمیناری با عنوان «بازگشت به خانواده، با کدام رویکرد؟» برگزار می‌کند. زمان سمینار روز دوشنبه 15 اسفند است و مکان برگزاری تالار شیخ انصاری دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران. برنامه‌ی سمینار از ساعت 30/12 دقیقه آغاز می‌شود:
1- سخنرانی فریده ماشینی، پژوهشگر و فعال حقوق زنان
2- پخش فیلم مستند قاتل یا مقتول ساخته مهوش شیخ‌الاسلام
3- سخنرانی مرضیه مرتاضی‌لنگرودی، پژوهشگر و فعال اجتماعی
4- سخنرانی شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر
5- سخنرانی دکتر نیره توکلی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

 

 

********************************************************

 

 

مراسم ویژه روز زن، جبهه مشارکت:
سه شنبه، 16 اسفند، از 16 تا 20 در فرهنگ‌سرای شفق (دانشجو).
خیابان یوسف آباد، کوچه بیست‌ویکم

 

 

********************************************************* 

 

: برش هایی از یک استادیوم صد هزار پسری

نیروهای گارد از راه رسیده اند و جلو ما را گرفته اند. فرمانده انها، که اول دادی می زند، بعد پرچمی می شکند، بعد چندتایی فحش آبدار می دهد، بعدترش دختر پانزده ساله ای را کمی ناز و نوازش می کند و دست اخر تازه سلام و احوالپرسی می کند و می پرسد حالا چیکار دارید اصلا؟ هم از راه رسیده است ....ء

 


 
سه شنبه 9 اسفند ماه سال 1384
بکارت :

خوب بدون مقدمه می خوام برم سر اصل موضوع :  بافتی نازک و کوچک اما بسیار قدرتمند !!... 

*چون میتونه سرنوشت انسانی رو تعیین کنه و یا تغییر بده .

*چون ممکنه بتونه حتی جان انسانی رو بگیره .

*چون با همین کوچکیش یه عالمه اطلاعات ذیقیمت و تعیین کننده به سایرین میده . از جمله شخصیت ؛ عقل ؛ نجابت ؛ شایستگی برای یک زندگی خوب و سلامت و... .

*چون نشانه استاندارد و یک وکیوم طبیعی؛ برای جنسی خریداری شده هست و خیال صاحب مال رو می تونه راحت کنه از انتخابش  .

 *. . .

 بله باز هم پرده بکارت !. این مسئله به قدری در جامعه ایرانی پیچیده هست که حتی خیلی از ما که ادعای حقوق یکسان و برابری زن و مرد رو داریم ... تا پای این مسئله برای زندگی خودمون به میون میاد ؛جا خالی میدیم و تفاوتی با افراد  خشکه سنتی و متعصب نمی کنیم .

   اجبار به داشتن پرده بکارت در دختران به نظر ماها نشونه چه چیزی می تونه باشه ؟ خوب اگر ساده لوحانه به قضییه نگاه کنیم نشانه این هست که این دختر تا قبل از زندگی و ازدواج با همسرش با مرد دیگه ای رابطه نداشته ! بر فرض اینکه اینطور باشه و دختر قبلا هیچ تجربه جنسی نداشته ؛ چه جوری این قضیه رو ربط میدین به شخصیتش ؛ هویتش ؛ شعورش و مناسب بودنش برای زندگی آینده و تواناییهاش و همینطور وفاداری به همسزش ؟  و در مقابل دختری رو که بکارت نداره به هیچ وجه مناسب زندگی و ازدواج و حتی یک دوستی طبیعی و در نهایت یک زندگی طبیعی نمی دونیم .  

  حتی افرادی که در در ارتباط با این دختر هستند به محض مطلع شدن از عدم بکارت رفتارشان به کل با او عوض میشه . می تونید به راحت این مسئله برای خودتون تجسم کنید... متوجه میشین خواهرتون بکارت نداره .. یا دختر یکی از اقوام ویا دوست دخترتون و یا یکی از دوستان صمیمیتون  ... اولین حس و فکری که در مورد اون دختر می کنید چیه ؟ مطمئنا در اکثرا موارد دید خوب و درستی نسبت به اون دختر پیدا نمی کنید و اون دختر رو یا بی بندوبار یا فاحشه تصور می کنید و ... ولی متاسفانه غریب ترین جملات در این میان این هست که : خوب انسانه ؛ شعور داره ؛ اختیار خودشو داره ! . حالا بماند واکنشهای شدید و منفی افراد که به نسبت دور بودن و نزدیک بودن به سوژه ( دختر بکارت نداشته !! ) سر میزنه که از قتل و آسیب های شدید جسمی و روانی گرفته تا مطرود و تحقیر کردن دختر .

   اگر دختری با میل خودش و قبل از ازدواج با آگاهی بکارتش رو از دست داد . چه عیبی در او پدید میاد ؟ چه نقصی در او ایجاد میشه ؟ مگه نه اینکه بالاخره بعد از ازدواج بکارتش از دست میره . پس چطوره که این قضیه در اون موقع نقصی رو ایجاد نمی کنه ؟

  : می تونیم از این حرفها نتیجه بگیریم که این پرده به خودی خود و به تنهایی ؛بود و نبودش هیچ اثری در زن نمی تونه داشته باشه . پس حالا فقط مرد میمونه و نوع برداشت و نگاهش به زن و بکارتش . که این برداشت و احساسش نسبت به بکارت و زن هم معلول مستقیم جامعه و فرهنگش هست ... که زن رو صرفا یک کالا برای خدمت و استفاده هرچه بهتر به مردان میدونه نه غیر از این . جامعه شدیدا مردسالار این دیدگاه در راستای حفظ قدرت و نفوذ هرچه بیشتر خودش برزنان  قرار داده و شدیدا این تابو را را باد کرده و تقویتش می کند . چون شکستن و از دست رفتنش تا حدود زیادی به معنای به رسمیت شناخته شدن انسانیت زن و نابود شدن قدرت و تسلط مردانه هست ....

نظر شما چیه در مورد بکارت ؟ آیا برای عقیده خود دلیلی هم دارید ؟ می توانید ازش دفاع کنید ؟...

.... باکره ماندن یا نماندن آنقدر مهم نیست. آنچه مهم است این است که باکره بودن یا نبودن تصمیم خود دختر است یا تصمیم دیگران است برای او. در مورد پسران هم همین طور است ...

**********************************************

هومن : من یک پزشکم.از نظر پزشکی این بافت اصلا پرده نیست بلکه یک چین در ابتدای مجرای تناسلی زن است که در دوران جنینی ایجاد شده وحد فاصل لایه مزودرم از اکتودرم است.از لایه کتودرم دستگاه تناسلی خارجی درست میشود واز لایه مزودرم مجرای تناسلی و رحم و لوله های رحمی چین محل اتصال این دو بخش اصطلاحا پرده بکارت گفته می شود.در خیلی از موارد این چین اصلا وجود ندارد ویا بصورت ناقص است یعنی دایره کامل نیست و موقع اولین دخول نیز خونریزی نمی کند.بنابر این یک راه که پیشنهاد میکنم این است که دختر خانمها به پزشک مراجعه کنند تا ببینند اصلا پرده دارند یا نه. اگر نه که تکلیفشان معلوم است.البته به نظر من باید در ابتدای تولد مانند ختنه پسران این چین نیز با یک مانور انگشت کوچک خلاص شود.

ناهید : برای هومن:
هومن جان صحبت جالبی بود.. چیزی که خیلی زیاد بهش فکر کرده ام.. این واضح است که فقط بر طبق عادت هست که موهای من اینهمه مهم شده اند. و گرنه موهای من با موهای شما فرقی ندارد و هیچ اشعه ای هم از خود ساتع نمی کند. اینکه دارم از مو مثال می زنم به ادامه حرفم مربوط است و گرنه می دانم که منظور از حجاب فقط مو نخواهد بود..
بسیاری از ما مردم .. شاید خیلی بیشتر از بسیاری حتی با مساله مو هم مشکل دارند چه برسد به حجاب.. من نمی دانم که برای رفع این مشکل چه باید کرد یا اینکه چقدر زمان می برد.. اما می دانم که بسیار رنجم می دهد.. مخصوصا این مشکل در شهرستانهای کوچکتر و شهرهای مذهبی بسیار ملموس تر است..
کاش بشود برای زنان اینجاها کاری کرد.. که جوانی و عمرشان رفت....امان...امان...

***************************************************************

کیانوش خوبم

  بـایداعـتراف کـنـم ۱۲سـال پیش که وارد اروپـا شــدم، از دیـدن دخـتردائی ۱۲/۱۱سـاله ام که هـنگام عـادت مـاهانـه بـرای رفـتن بـه اسـتخـر یـا ورزشـگاه از تـامـپون اسـتفاده میـکرد یـه کـم تعجـب کـردم!! امـا بـعد فـهـمیدم کـه ایـن مـوجـودات اصـلـن بـه وجـود چـیری بـه اسـم بکارت فـــکـر هـم نــمیکـنـند، چـه بـرسـه به ایـنکه بـخـوان حـفظ اش کـنـند :))
ایـن مـعضـل رو مـن و شـما (بـعنـوان مـادر) هـستـیم که بـه نـسل هـای بـعدیمـون انـتقال میـدیم و حـتی نـه پـدرهـا !!!!
دخـتر خـود مـن مـسـلمـن اولـین رابـطه جـنسـی خـودشـو در سـن ۱۷/۱۶ سـالـگی تـجـربـه خـواهـد کـرد و از الان هـم دارم پــدرشـو بـرای اون روز آمـاده مـیکـنـم چـون آدم سـنـتـی اسـت و هـضـم ایـنجـور چـیزا بـراش سـخـت خـواهـد بــود :) وتـا قـبل از اون هـم هـرگــز از وجـود چـیزی بـنام پــــرده بکارت بـاخـبرش نـمیکـنم !! فـکـر میـکـنم ایـن وظـیفه خـود مـا زنـهاسـت که ایـن خــرافـه رو هـم مثـل چـیزی بـنام مـهـریه و جـهـیزیه بـه زبـاله دونی بـندازیم............. روش خـاصی نـداره الـبـته ! هـرکـس بـا تـوجـه بـه شـرایـط زنـدگـی خـودش و مـحیط اطرافـش بـایـد سـوی کـنه یـک قـدم مـثـبت در ایـن راه بـرداره
دخـتر مـن الان شـش سـال و نـیمـش اسـت. چـند وقـت پـیش که بـرای اولـین بـار بـهـم گـفـت از یـکی از پـســرهـای هـمکلاسـش خـوشـش مـیاد، بـجای ایـنکه بـهـش بـگـم : خـفه شـو بـچـه تـو هـنوز بــرای ایـن کـارهـا کـوچـیکی.... خـیلی خـونـسرد و بـا مـحـبت اجـازه دادم حـرفش رو تـمام کـنه و یـکـم باهـاش مثل یه دوسـت درباره مـوضـوع گـپ زدم و چـند روز بـعد باز مـوضـوع رو پـیش کـشیدم و راهـنـمائیش کـردم که ایـنجـور احـساست رو هـمه بـه دوسـتاشون پـیدا میـکنـند و مـعمولـن هـم بـعدن یادشون میره
چـون هـنوز سـنشون اونـقدر نـیست و دوسـتای بـهـتری هـم بـعدن پیدا مـیکـنه و... تا دیـگه جـریان رو فـراموش کـرد
یـا هـیچـوقـت بـهش نـمیگـم کاری رو بخاطر دخـــتــر بـودن اجـازه نـداره انجام بـده یـا در باره احـساسات و علایـقش حــتمن با پـدرش صـحـبت میـکـنم و اگـه اعـتراض بیـجائی بـکـنه هـمونجـا جـلوش می ایسـتم و بـهش یاداوری میکـنم که "مـن آدمـی نیسـتم که بـذارم کـسی دخـترم رو مـحـدود کـنه..." البـته اولـش مـشکل بـود ولـی حـالا پـدرش هـم مـیدونـه که اولـن مـن میـدونـم مـرز اخـلاقـیات کـجـاست و ثانـین بــمیره هـم نـمیتـونه از پـس مـن بـر بـیاد :))


 
شنبه 6 اسفند ماه سال 1384

این روزها کتاب کم حجم اما پر محتوای "جنبش حقوق زنان در ایران" را بدست داشتم که حاصل تحقیق الیز ساناساریان است و با ترجمه ی خوب و روان نوشین احمدی خراسانی منتشر شده است. اصل کتاب که به زبان انگلیسی است تازه نیست و در سال 1982 یعنی سه سال پس از انقلاب منتشر شده است. عنوان اصلی کتاب هم «جنبش حقوق زنان در ایران- طغیان، افول و سرکوب از 1900 تا خمینی» است. جای تاسف دارد که این کتاب بخاطر شرایط روز در ایران باید سانسور شود. فصل هفتم کتاب با عنوان «آنسوی احیای دین: استقرار یک حکومت دینی» در ترجمه ی فارسی نیامده است در حالی که اطلاعات و تحلیل ارزشمند تاریخی از سالهای پر تب و تاب پس از انقلاب درباره ی موضوع زنان دارد.....

+ می توانید ادامه اش را در وبلاگ پویا به همراه قسمتهای سانسور شده این کتاب ؛ در ۷ بخش ؛ مطالعه کنید  ... 

**برای دوستانی که بوسیله فیلترینگ نمی توانند وارد لینک شوند .. بوسیله ایمیل فرستاده میشود.


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 115382


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سلام. گلین بانو یک دختر ایرانی مثل همه  زنها و دخترهای دیگر . با تمام دغدغه ها . نیازها و افکارش.....

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**

negar_l2005@yahoo.com
شناسنامه کامل من...