خواستم یه متن موزون و زیبا رای سال نو بنویسم که دیدم خیلی تکراریه و همه تو صدها جمله مختلف خواستن بگن سال نو مبارک ... هم کار خودم رو راحت می کنم و هم کار شما رو . از صمیم قلبم سال نو رو به همتون تبریک میگم .
تا چند ساعت دیگه سال عوض میشه ... و مثل همیشه دلم تو این ساعتها خیلی میگیره و یه جورایی دچار احساس پوچی میشم. برای اینکه از این حس رها بشم یا فراموشش کنم میرم بیرون و خودم می سپرم به ازدحام شب عید ؛ تا ساعتها میون مردم می چرخم...
... می رم به بازارها و با دیدن اشتیاق و حرارتی که مردم برای زندگی کردن دارن ؛ خودم رو گرم می کنم. جمعه رفته بودم به یه جمعه بازار که مخصوص اجناس پاکستانی و هندی هست... واقعا جای دیدنی هست... پر از رنگ و زیبایی . بالاخره قیمت خیلی ارزون یه ساری هندی بسیار زیبا کار دستم داد وخریدمش .. قرمز رنگ هست و پراز سرمه دوزیه ؛ با طرح بته جقه ای . عاشق حال و هوای طبیعت در این موقع از سالم آخر زمستون و اول بهار مثل یک شاهکار مینیاتور و زیباتر سحرم میکنه... تو خونه موندن این روزا ضرر بزرگیه.
* راستی امسال هم هرچی تمام تقویمها رو گشتم روز ۸ مارس رو پیدا نکردم !!
در مورد موضوع بکارت بعد از عید ادامش رو پیگیری می کنیم . موضوع بکارت مسئله ای هست که برای حل کردنش ناگزیر به حل کردن بسیاری دیگه از مشکلات زنان هستیم . باید به هویت زن در چامعه برگردیم و اینکه تعریف زن خوب از دید جامعه چیه و چرا این تعریف در جامعه بوجود آمده و ماندگار شده.. چه عوامل اجتماعی و فکری این ارزشها رو برای زن تعریف می کنه و یا حتی از دید مثبت هم نقدش کنیم.. و موارد دیگه ایکه بهش میرسیم.
خلاصه یحثهای گذشته این است که بکارت امری شخصی هست و داشتن و یا نداشتن اون ربطی به اجتماع و دیگران نداره ... یه چیزایی تو مایه های ( گذاشتن ریش و سیبیل برای آقایون ) و یا حتی شخصی تر ! -- داشتن بکارت در شرایط جبر فرهنگی و اجتماعی نشان دهنده چیزی نیست.. حتی طرز فکر. ما باید به مبارزه با همین موضوع بریم و بکارت رو از میون تابوها بکشیم بیرون... اینقدر شجاعت دارین که برای شروع از فکر خودتون شروع کنین ؟
** راوی عزیز هم زحمت کشیده و خبرها و عکسهای خوبی از آزادی گنجی داره .
*** استاد علی تجویدی هم رفت ...
**** حالم بد هست و سرما خوردم.. تازه دارم مسافرت هم میرم....
و .... |