گلین بانو
  
 
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 15 تیر ماه سال 1385
پاسخها ( قسمت دوم ) :

ادامه نظرات دوستان که در پی سوالی در مورد جنبش زنان:

آرزو : سلام . چقدر دیر رسیدم من ....خب از نظر من سیاسی کاری یکی از راهکارهای مبارزه ست که نسبت به سایر راهکارها احتیاج به مدت درازی نداره اما خطر و احتمال شکستش بیشتره (منظور تجمع و.. است) نظیر همین تجمع اخیر زنان
راهکار اساسی تر برای مبارزه تنویر افکار عمومی  و تدریس هست که مدت زیاد ی میبره و کاره طاقت فرساییه.
در مورد نظر سپهر عزیز باید بگم جنبش جنبشه .ربطی به جنبش و حرکت مردان و زنان نداره . این خودش بر میگرده به همون کلیشه ی ناتوانی اداره یک تجمع از طرف زنان . در صورتی که با آگاهی دادن و ساماندهی میشه یک تجمع رو سازماندهی کرد .
کیانوش عزیز وقتی اطلاع رسانی ما ضعیف هست وقتی من نوعی فقط از طریق اینترنت (بعضا تلفن دوستی) از این تجمع آگاه میشم شاید بتونم شرکت کنم در این تجمع اون هم به نحوی که کاملا ذهنم نسبت به این تجمع و اهدافش و امنیتش روشن شده باشه نه اینکه صبح روز تجمع اس ام اسی دریافت کنم که تجمع لغو شده (این بر میگرده به بی برنامگی مجریان تجمع . آیا نباید شرکت کنندگان در یک تجمع اطمینان پیدا کنند که بر فرض مثال به هیچ عنوان پیغامی  حاوی این متن از طرف برگزار کنندگان ارسال نمیشه؟؟ به قول تو دوست عزیز حانه از پای بست ویران است ولی این ویرانی درست شدنی نیست؟؟ چند تا از این تجمع ها بوده که با شکست روبرو شده؟ مطمئنی کسی که رفته و تعهد داده در اطلاعات و.. در تجمع بعدی بدون ترس و دلهره شرکت میکنه؟؟ من اطمینانی ندارم.
و کسی که از این مرکز اطلاع رسانی بی بهره است از کجا میتونه بفهمه .مقصر قلمداد کردن همون زن تحصیلکرده به نظرم درست نیست ما برای رسیدن به اهدافمون از نکته های سطحی باید شروع کنیم تا برسیم به تغییر قانون اساسی !!!
گلین جونم ادامه بده ایم مطلب رو امیدوارم به نتیجه برسیم.

 ناهید :درود بر گلین گلم...
با آنچه که کیانوش می گه به شدت موافقم..
اونروز که داشتم عکس ها رو می دیدم .. جایی بودم که چند خانم دیگه هم بودن.. هیچکدوم اونها از این ماجرا خبر نداشتن.. و هیچ عکس العملی هم در مورد ماجرا نشون ندادن.. اصلا انگار تو عمرشون چیزی به اسم حقوق زن نشنیدن..
متاسفانه هنوز مادران ما به دختراشون یاد میدن از شوهراشون اطاعت کنن.. چطور قانع باشن.. چطور بسوزن و بسازن..
   دغدغه زنای ایرانی لباسشون توی فلان مجلس .. فلان رفتار خواهرشوهر.. خریدن فلان وسیله برقی که شاید هیچ وقت هم استفاده اش نکنن. و ...و ....
البته نمی خوام بگم که همه اینجوری هستن.. اما ما می بینیم که اکثریت چنین مشغله های ذهنی دارن..
فکر میکنم زمانی موفقیت حاصل میشه که افراد به آگاهی برسن..
شاد باشی عزیزکم..

بهزاد عبدی : می دونی چیه... برای من که یکسال توی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان بودم و فعالیت کردم... دلیل سوالهای بالا که پرسیده بودی خیلی ملموسه و جوابهای ساده ای براشون دارم... در طی این یک سالی که فعالیت کردم -و سرانجام به دلیل همین جوابها که الان میگم، کناره گیری کردم- بارها و بارها از سوی افراد مختلف مورد انتقاد قرار گرفتم و شماتت شدم. القای حس ترس از آینده نامعلوم و برخوردهای حقوقی و قضایی که اکثرا مورد توجه همه افراد سرزنش گر بود، جزو دلایل عمده عدم ایجاد انگیزه و روحیه است. جدا شدن از زندگی عادی و طبیعی و فعالیت برای کسانی که ارزش فعالیت فرد را در نظر نمی گیرند، تنها دلیل من برای جدا شدن از انجمن بود. در حقیقت پس از یکسال متوجه شدم، حضور و مخاطره من در جوهای ملتهب سیاسی دانشگاه به هیچ عنوان برای 7000 دانشجوی دانشگاه اهمیت ندارد. انگار که وقتت را تلف کنی برای کسانی که نه تنها این فعالیت را ارزش نمی دانند که حماقت محض می دانند. در جوی که آزادی برای عده ای به تابو تبدیل شده و دفاع از آن را حرکتی خطرناک و محکوم به سرکوب می دانند،

.... در جوی که دفاع از آزادی بیان و اندیشه (مراسم بزرگداشت اکبر گنجی در دانشگاه زنجان) عملی مذموم و نکوهیده است و به راحتی به عناد با حکومت متهم می شوی، در شرایطی که حتی دانشجویان -که عموما ذهن نقاد جامعه اند و تمامی اعتراضات از این ناحیه است- دفاع از آزادی را اصل نمی دانند و در شرایطی که هنوز دانشجویانی که کلمه فهیم را یدک می کشند، رای دادن را یک "وظیفه" می دانند و نه یک "حق"، حضور و فعالیت را بی نتیجه دیدم... متاسفم که در چنین جوی وارد شدم... سیاست زده شدم و به این جمله ایمان آوردم که "برای سیاسی بودن نیاز به حضور در صحنه نیست، از پشت پرده نیز قضایا را می توان دنبال کزد!"
دانشجویی که چیزی برای از دست دادن ندارد، جلو نمی اید. دیگر از زنانی که تحصیل کرده اند و وارد زندگی شده اند چه انتظاری دارید؟! دفاع از آزادی و حقوق طبیعی تنها برای انرژی هسته ای و امثالهم جواب می دهد، و با ورود به عرصه فردی و اجتماعی این حرکت در حکم عناد است ولا غیر!!!

 

*********************************************************

یک جمع بندی کلی از نظرات دوستان :

پریسا نقص حرکت و جنبش را در ضعف شبکه ارتباطی همگرا می داند و اعتقاد به آگاه سازی زنان در همه سطوح و نقاط کشور دارد . سپهر هم به طورکلی ساختار جنبش در ایران را به زیر سوال می برد . به عقیده کیانوش هم مهمترین دلیل عدم موفقیت جنبشهای زنان در ایران نبود انگیزه و دغدغه ای برای حرکت حتی در میان قشر تحصیلکرده ؛ برای بدست آوردن حقوقشان می داند .  و راه حل این مشکل هم در آگاهی دادن با روش ایرانی به زنان و بالا بردن سطح فکری در انان می داند . آرزو هم سیاستکاری را روشی پر ریسک و همراه با موفقیت کمتری می داند و او هم اعتقاد دارد که باید سطح افکار عمومی را با آموزش بالا برد و همچنین عدم اطلاع رسانی و سازماندهی جنبشهای زنان ؛ و همینطور عدم حمایت جنبش و سازمان از زنان شرکت کننده را عاملی برای پایین بودن تعداد افراد حمایت کننده و زنان شرکت کننده می داند . ناهید هم دلیل اصلی را در متفاوت و پایین بودن سطح اندیشه ها و فرهنگ اکثریت جامعه با اعضای جنبش زنان می داند. آقای بهزاد عبدی هم دلایل و توجیهات خود را که نتیجه تجربیات شخصی خود او بوده است را بیان می کند که بهتر است کامل خوانده شود اما در کل ایشون با فعالیتهای اینگونه سیاست زده مخالفن و به اختلاف در سطح فکری اکثریت مردم اشاره دارن و این را عاملی بازدارنده در کناره سایر موانع می داند.

****************************************************

این بحث هچنان ادامه دارد ....



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 115370


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سلام. گلین بانو یک دختر ایرانی مثل همه  زنها و دخترهای دیگر . با تمام دغدغه ها . نیازها و افکارش.....

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته  نمی شود )) .**

negar_l2005@yahoo.com
شناسنامه کامل من...