
داستان واقعی:
درحالی که بغض گلویش را گرفته بود، می گفت:
حدود سالهای ۷۰زمانی که دوران راهنمایی اش را می گذروند با یکی از دوستاش که باهم صمیمی بودن تصمیم میگیرن داستانی مشترکی بنویسن. داستانی ساده و تخیلی که مقداری سایه عشق هم داشت ... تخیلشون در نوشتن خوب بود و داستان هم به خوبی پیش می رفت. به قول خودش جذاب ترین صحنه داستان ؛ قسمتی بود که در آن دختر نقش اول پسر مورد علاقه اش را پس از مدتها می بینه و اونو در آغوش می گیره . داستان تازه به نصفش رسیده بود که قضییه لو میره و دفتری که توش داستانشون رو نوشته بودن، گم میشه. یک روز بعد، ولی، این دفتر سر از دفتر مدرسه در آورد ....
دیگه از اون روز همه چی تغییر کرد : سر صف همه شاگردها رو مجبور کردن که این دو تا را هو کنن ... خانواده ها را به مدرسه فراخوندن و اونها هم اومدن مدرسه . کار داشت به اخراج می کشید . دفتر رو به یکی از خانواده ها دادن.... « گیتی» نویسنده اصلی این قصه ناتمام، موقعیکه بعد از ظهر برگشت به خونه با تحقیر و تنبیه بدنی مواجه شد ... می گفت مادرش دفتر رو که جلد بسیار کلفتی هم داشت توی سرش له کرد ... اون شب بدنش از شدت کتک کبود و بی حس شده بود...
خیلی کم سن بود و ساده و اصلا سزاوار این همه تحقیر نبود ! اونو ولگرد و لش و خیابونی می خوندن ... می گفت اون موقع معنی کلمات رو می فهمید اما مفهومش رو نه ! نمی دونست نوشتن چه ربطی به این تحقیرها داره ؟!! می گفت دیگه از اون روز به بعد دید خانوادش نسبت به اون برگشت . تلفنهاش بیشتر کنترل میشد . دیگه تو مدرسه حق نداشت از نزدیک دوستش رد بشه و تعهد داده بود که باهاش قهر کنه .چون در غیر اینصورت اخراج میشد ؟!! بهش گفتن باید هرروز ۲ رکعت نماز بخونه تا گناهش پاک شه! هیچ وقت نفهمید گناهش چی بود تا برای پاک کردنش، نماز بخونه! مشاور مدرسه هم اونو به یک دکتر روانشناس از جنس خودشون معرفی کرد.... می گفت اما از آنروز به بعد حس می کردم یک دختر گناهکارم و عجیب اینجا بود که از این حس لذت هم می بردم....
می گفت دیگه نتونستم تخیلم رو پیدا کنم ....انگار تخیلم مرده بود. دیگه نتونستم با آرامش مطلبی از خودم بنویسم....
******************************************
طنز سپهر عزیز : بنا به اطلاع رسیده امام رضا در اثر مصرف کیک زرد که توسط دشمنان دوست نمایش به او خورانده شده مسموم گردیده این بیماری بسیار خطرناک و مسری میباشد علایم بیماری: صداهای مهیب از آسمان و زمین بویژه دریا کشتار بی رحمانه کودکان و زنان گسترش فقر فلج اقتصادی هاری هنرپیشگی روش درمان: معجون چمداتولوژی که مخلوطی است از پوست سر چرکولک ریش مارمولک دست راست دایناسور را گرفته با چشم چپ سوسک آفریقایی یک عدد سبیل ملخ هندی با عصاره تخم مرغ سوسمار عربی مخلوط کرده سه قطره واکسن ضد هاری به آن اضافه کنید روزی سه مرتبه صبح ظهر شب همراه با ودکا میل شود اگر افاقه نکرد همه با هم روزی 500 بار بخوانید انا للالله و انا علیه راجعون پایان خبر
** و اما مطلبی که سپهر در پاسخ به سانسور طنزش در بلاگ نیوز داده ؛ خواندنیست.
*** پاسخ عمو اروند راجع به به سانسور مطلب سپهر که در قسمت کامنتهای همین قسمت هم آمده را ؛ بخوانید.
.... : (( هموطن! من از یکی از مدیران بلاگ نیوز هستم و شدیدن نیز با بکارگیری هرنوع سانسوری مخالفم. چرا که براین باورم که .... ))
|