28 شهریور تمام میشود ؛ فرصت رحمانپور برای رهایی از اعدام * مدتهاست که همه ما خواه دغدغه زنان و داشته باشیم چه نه .. از کبری رحمانپور شنیده ایم.... همه می خواهند که این دختر جوان از مرگ رهانده شود.. اما مانند همیشه بیشترمون همین جای راه مانده ایم... وقتی تیتر خبری کبری رحمانپور از جلوی چشمانمان برود به راحتی فراموش می کنیم. الان به آسماننگاه کردم ..ماه با زیبایی خودنمایی عجیبی می کنه... کبری خسته رنجور هم ماه رو می بیبنه اما نا امید از دوباره دیدن ماه زیبایی اون رو فراموش می کنه... بارها شده که خواستم خودم رو جای کبری تصور کنم ... حتی تحمل لحظاتی که اون قبل از حادثه و زندان داشته برام مشکله و غیر ممکن... چه برسه به این شرایط شکنجه اور که مدتهاست او باهاش درگیره... ** مدیرمون مردی هست با تجربه فراوون و توانایی بسیار بالا.. حضور ذهن فوق العاده ای داره... توانایی بالایی در کارش داره... خوب اینها که گفتم خوبیاش هست... نخواستم فقط از بدیاش بگم.. برخوردش با کارمنداش بیشتر وقتها همراه با نوعی تحقیر همراهه که برای کارمندهای خانم این حالت بیشتر هست... نمی دونم منه کله شق چطوری تا الان دوام آوردم... بارها شده که کم اوردم و دستشویی تنها جای امن برای گریه هام بوده ... بارها شده از خشم مثل دیوونه ها موقع راه رفتن تو خیابون با صدای بلند بد و بیراه می گفتم... اما اما اما... هنوز توانایی مقابله با این خرس گیریزلی رو پیدا نکردم.... بازهم بیشتر از ماجراهای من و آقای مدیر تعریف می کنم ... خیلی خرابم.. خیلی.... !چی کار می شه کرد؟!!...از همه متدهای رفتاری هم استفاده می کنم... اما اثر زیادی نمی گیرم... *** این یادداشت شراگیم را (هرچند نمی تونم در تمام موارد قبول کنم) حتما بخوانید. |