یه کم آشفتگی ...

  گیجم .... دوسش دارم.... اما خشمی عظیم درونم شعله می کشه... دوست دارم بلند فریادی رو که درونم ذخیره کردم رو سرش خراب کنم ... در آغوشم بگیرمش و لب رو لبش بذارم و نفسم و با نفسش بگیرم... می دونم یه جاهایی اصلا درست پیش نمیره... اما درست چیه؟.... کی گفته ؟... درست اینه که من عاشقم و عشقی گرم دارم... درست اینه که هم من می خواهم و هم او...می دونم این خشم خفته درونم برای مبارزه فرسایشی من با عرف هست... می خوام با بیخیالی عاشق باشم و فقط از خود عشق لذت ببرم... خسته و داغونم ..... خیلی خستم.....

* این هم ادرس جدید زنستان ....

** یادداشت  نازخاتون هم خوندنیه ....فیلم مستندی رو معرفی کرده که به قول خود خاتون جیگرتون آتیش میگیره ... اما باید دید . ... مقصر فقط و فقط شرایط نابسامان اجتماعمون هست ...

 *** وبلاگی که از طریق قسمت نظر دهی همین بخش باهاش آشنا شدم خندق نام دارد ... دخت بندر مطلب جالب و خواندنیی را در مورد ختنه زنان در وبلاگش گذاشته به اضافه سایر مطالب خوانی دیگر در مورد زنان به خصوص زنان جنوب ایران ....